تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
شرك ، مبتلا شود ، به از آن كه در كلام نگرد . و كرابيسى حكايت كرد كه شافعى را از چيزى از كلام پرسيدند ، در خشم شد و گفت : از اين ، حفص فرد و اصحاب وى را - أخزاهم اللّه - بايد پرسيد . و چون شافعى رنجور شد حفص فرد به عيادت رفت و گفت : من كيستم ؟ فرمود : حفص فرد ، خداى تو را نگاه مداراد و رعايت مكناد تا از آن چه در آنى توبه كنى . و نيز گفت : اگر مردمان بدانند كه در كلام چه هوىهاست ، از آن همچنان گريزند كه از شير . و همو گفت : چون از كسى شنوى كه مىگويد : اسم مسمى است يا غير مسمى ؟ گواهى ده كه از اهل كلام است ، و دين ندارد . زعفرانى روايت كرد كه شافعى گفت : حكم من در اهل كلام آن است كه ايشان را چوب زنند و در قبيله‌ها بگردانند و گويند كه اين سزاى آن كس است كه كتاب و سنت بگذارد ، و كلام گيرد . و احمد حنبل گفت : صاحب كلام هرگز نكويى نيابد ، و هيچ كس در كلام ننگرد كه نه در دل وى فسادى بود . و در اين باب مبالغت كرد تا حارث محاسبى را ، با كمال زهد و ورع او ، مهجور گردانيد ، به سبب كتابى كه در ردّ مبتدعان تصنيف كرده بود ، و گفت : نه اول بدعت ايشان مىآرى پس رد مىكنى ؟ و بدين تصنيف مردان را باعث مىباشى بر مطالعهء بدعت [ 162 ] و تفكر در آن شبهتها ، و آن ايشان را داعى مىشود به ديدن و بحث كردن . و همو گفت : علماى كلام زنادقه‌اند . و مالك گفت : چه گويى اگر كسى بيايد كه از وى مجادلتر بود ، دين خود را هر روزى به دينى تازه بگذارد ؟ اى ، سخن مجادلان متعارض است ، بر آن اعتمادى نباشد . و همو گفت : گواهى اهل بدع و اهوا نبايد شنيد . و بعضى از اصحاب وى در تأويل اين سخن گفتند كه به اهل اهوا اهل كلام را خواسته است بر هر مذهبى كه باشند . و بو يوسف گفت : هر كه دين را به كلام طلبد زنديق شود . و حسن گفت : با اهل هوا همنشين مباشيد و مجادله مكنيد و از ايشان مشنويد . و اهل حديث از سلف بر اين متفق شده‌اند . و تشديدات كه از ايشان نقل افتاده است نامحصور است . و گفتند : صحابه با آن كه از ديگران در حقايق عالم‌تر و در ترتيب ألفاظ فصيحتر بودند ، از آن خاموش نشده‌اند مگر به سبب آن چه دانسته‌اند كه از وى چه شر زايد . و براى آن ، پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - فرمود : هلك المتنطّعون ، هلك المتنطّعون ، هلك المتنطّعون . اى ، تعمق كنندگان در بحث و استقصا هلاك شدند . و