تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
حجت آوردند بدان كه اگر كلام از دين باشد ، مهمترين چيزى كه پيغامبر فرمودى آن بودى و طريق آن بياموختى و بر ارباب آن ثنا گفتى . چه پيغامبر استنجا مردمان را بياموخته ، و در حفظ فرايض ترغيب فرموده ، و بر اهل آن ثنا گفته . و از كلام در قدر نهى كرده است و گفته : از آن باز باشيد . و صحابه هم بر اين استمرار نمودند . و ايشان استاد و مقتدى بودند ، و ما اتباع و شاگردان ، و زيادت از استاد ظلم و طغيان باشد . و اما فريق ديگر حجت آوردند كه اگر محذور « 20 » از كلام لفظ جوهر و عرض و اين اصطلاحات غريب است كه معهود صحابه نبود ، كار آن سهل است . چه هيچ علمى نيست كه نه در آن اصطلاحات محدث است براى تفهيم معانى ، چون علم حديث و تفسير و فقه . و اگر لفظ « نقض « 21 » و كسر « 22 » و تركيب « 23 » و تعديه « 24 » و فساد وضع « 25 » با صحابه گفتندى فهم نكردندى ، و احداث عبارتى است براى دلالت و مقصودى صحيح ، چون احداث آوندى نو باشد بر هيئتى تازه براى استعمال در مباحى . و اگر محذور معنى است ، پس مراد ما از كلام نيست مگر معرفت دليل بر حدوث عالم و يگانگى آفريدگار و صفات او ، چنان كه در شرع آمده است . و معرفت خداى ، به دليل ، چگونه حرام باشد ؟ و اگر محذور شغب و تعصب و دشمنايگى و كينه است و آن چه كلام بدان ادا مىكند ، در آن سخنى نيست كه آن حرام است و احتراز از آن واجب . چنان كه علم حديث و تفسير و فقه به كبر و ريا و طلب مهترى ادا مىكند ، و آن حرام است و احتراز از آن لازم . و لكن علم به سبب آن ممنوع نباشد ، و اگر حجت است ، مطالبت آن و بحث از آن چگونه محذور باشد ؟ [ 163 ] و حق تعالى
هامش
( 20 ) محذور ، ممنوع . ( 21 ) نقض ، هو ان يوجد وصف الذي يدّعي انه علّة مع عدم الحكم فيه و حاصله انتقاء المدلول مع وجود الدليل ( كشّاف اصطلاحات الفنون ) . ( 22 ) كسر ، عند الاصوليين و اهل النظر هو ان توجه حكمة العلّة بدون علّة ، و لا يوجد الحكم ، و حاصله وجود الحكمة المقصودة من الوصف مع عدم الحكم ( كشّاف اصطلاحات الفنون ) . ( 23 ) تركيب ، در عرف تأليف بود ، و آن قرار دادن اشياى متعدد است بدان سان كه بتوان نام واحدى را بر آن اطلاق كرد ، در تأليف بايد كه بين أجزأ مناسبت بود ، در اصطلاح محدثين عبارت است از تركيب متن حديث به اسناد متن حديث ديگر ( كشاف اصطلاحات الفنون ) . ( 24 ) تعديه ، نقل حكم از اصل به فرع ( تعريفات جرجانى ) . ( 25 ) فساد وضع ، در اصطلاح عبارت از اين است كه دليل معتبرى در مورد يك حكم بخلاف قرآن يا اجماع وجود داشته باشد ( تعريفات جرجانى ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 215 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى