تو چيست ؟ و پيغامبر تو كه بود ؟ و پرسيدن ايشان اول فتنهاى « 11 » است كه پس از مرگ باشد .
و بگرود به عذاب گور ، و آن حق و عدل و حكمت است ، هم بر جان و هم بر تن ، در حق آن كس كه خداى خواهد .
و بگرود به ترازو ، با دو پله و زبانه ، و صفت او در بزرگى چون طبقههاى آسمان و زمين است ، اعمال به قدرت خداى - عز و جل - در آن سخته شود ، و سنگهاى آن به وزن خردل و ذره باشد تا كمال عدل محقق گردد . و صحايف حسنات را در صورتى خوب در كفهء نور نهند ، و بر اندازهء درجات آن در حضرت حق تعالى ، به فضل وى ، در ترازو ثقلى ظاهر شود ، و صحايف سيّئات را در كفهء تاريكى اندازند ، و به عدل خداى ، در ترازو بدان خفّتى پيدا آيد .
و بگرود بدان كه صراط حق است ، و آن پلى است بر متن دوزخ بسته ، تيزتر از شمشير و باريكتر از موى . قدم كافران به حكم خداى - عز و جل - از آن بلغزد و در آتش افتند ، و قدم مؤمنان به حكم حق تعالى بر آن استوار باشد و به بهشت رسند .
و بگرود به حوض مورود ، حوض محمد - عليه السلام - كه مشرب مؤمنان پس از گذشتن صراط و پيش از رسيدن بهشت از آن باشد ، و هر كه شربتى از آن چشيد هرگز پس از آن تشنه نشود ، عرض او مسافت يك ماهه راه باشد ، سپيدتر از شير و شيرينتر از انگبين ، و ابريقهاى آن به عدد ستارگان آسمان ، و دو نايژه « 12 » [ 159 ] از كوثر در وى روان .
و بگرود به حساب . و مردمان در آن متفاوت باشند و منقسم شوند . با جماعتى مناقشت و مضايقت رود ، و با طايفهاى مسامحت و مساهلت در ميان آيد ، و فريقى را بىحساب به بهشت برند و ايشان مقربان باشند . و به حكم مشيت انبيا را از تبليغ رسالت بپرسند ، و كافران را تكذيب از پيغامبران ، و مبتدعان را از سنت ، و مسلمانان را از اعمال .
و بگرود بدانچه مؤمنان را پس از انتقام از آتش بيرون آرند ، تا به فضل خداى - عز و جل - هيچ موحّدى در آتش نماند .
و بگرود به شفاعت انبيا ، پس علما ، پس شهدا ، پس ديگر مؤمنان ، هر كس بر اندازهء جاه و منزلت خود . و آن كه از مؤمنان بماند و او را شفيعى نباشد ، به فضل خداى وى را بيرون آرند . و هيچ مؤمن جاويد در آتش نماند ، بل هر كه در دل وى ذرهاى ايمان باشد از آتش بيرون آيد .
هامش
( 11 ) فتنه ، آزمايش .
( 12 ) نايژه ، ميزاب ، آبراهه .