تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
موجود بود ، و جز او با وى نه . و خلق را پس از آن احداث فرمود از براى اظهار قدرت خود و تحقيق آن چه از ارادات او سابق شده بود و از كلمهء او در أزل متحقق گشته ، نه از براى افتقارى و حاجتى بدان . و خلق و اختراع و تكليف از روى تفضل فرموده است نه از راه وجوب ، و انعام و اصلاح از روى تطوّل « 8 » واجب داشته است نه بر سبيل لزوم . پس فضل و إحسان و نعمت و امتنان جز او را نيست . چه قادر بود [ بر آن چه ] انواع عقوبت بر بندگان گمارد ، و به فنون دردها و رنجها ايشان را مبتلا گرداند . و اگر بكردى عدل بودى ، نه قبيح و ظلم . و ثواب بندگان بر طاعتها به حكم كرم و انجاز « 9 » وعده مبذول فرمايد ، نه به حكم استحقاق [ 158 ] و لزوم . چه بر وى هيچ فعلى واجب نيست ، و ظلم از او متصور نى ، و هيچ كس را بر وى حقى واجب نيست . و حق او بر بندگان در طاعتها به ايجاب اوست بر زبان پيغامبران او ، نه به مجرد عقل . و لكن پيغامبران بعث كرد و صدق ايشان به معجزات ظاهر گردانيد ، و ايشان امر و نهى و وعد و وعيد او برسانيدند ، و بر خلق تصديق ايشان در آن چه آورده بودند واجب گشت .

معنى كلمهء دوم

( 1 ) و آن شهادت رسول است . و او پيغامبر امّى قرشى محمد را به رسالت فرستاد به همهء عرب و عجم و آدميان و پريان ، و به شريعت او شرايع را منسوخ گردانيد تا فضل او بر ديگر پيغامبران مقرر كند ، و او را سيد بشر گردانيد . و كمال ايمان را به شهادت توحيد ، كه آن گفتن « لا إله الا اللّه » است ، موقوف داشت تا شهادت رسول ، و آن گفتن « محمد رسول اللّه » است ، بدان پيوندد . و همهء خلق را الزام فرمود تا در كل آن چه اخبار كرده است از دنيا و آخرت وى را تصديق كنند . و ايمان بنده را قبول نفرمايد تا آن گاه كه بگرود بدانچه اخبار كرده است « 10 » پس از مرگ . و اول آن ، سؤال منكر و نكير است . و آن دو شخص مهيب هايل‌اند كه بنده را در گور ، راست تمام ، با جان و تن ، بنشانند و از توحيد و رسالت بپرسند و گويند : خداوند و پروردگار تو كيست ؟ و دين
هامش
( 8 ) تطوّل ، بخشندگى . ( 9 ) انجاز ، وفا كردن وعده ، بر آوردن حاجت . ( 10 ) پيغامبر خبر داده .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 209 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى