تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
است كه در همه اقسام ، تفاوت را مدخل است ، مگر در قسم دوم ، و آن علم ضرورى است به جواز جايزات ، و استحالت مستحيلات ، كه هر كه دانست كه دو بيش از يكى است ، بداند كه يك شخص در دو مكان نباشد ، و يك چيز هم قديم و هم حادث نبود ، و همچنين ديگر نظاير اين . و هر كه اين را دريابد دريافتن او محقق باشد بىشك . و در سه قسم ديگر متفاوت باشند . اما قسم چهارم و آن استيلاى قوّت است بر قهر شهوتها . چه تفاوت مردمان در آن پوشيده نيست ، بل تفاوت احوال يك شخص هم پوشيده نشود . و اين تفاوت گاهى به تفاوت شهوت باشد ، چه عاقل ترك بعضى شهوتها تواند و ترك بعضى نه ، و لكن بر اين مقصور « 439 » نيست . چه جوان از ترك شهوت زنا روا كه عاجز باشد ، و چون پير شود و عقل او [ 152 ] كمال پذيرد بر ترك آن قادر شود ، و شهوت ريا و رياست در پيرى قوىتر شود نه ضعيف‌تر . و گاهى به تفاوت [ در ] علمى باشد كه معرّف غايلهء شهوت بود . و براى اين ، طبيب از بعضى طعامهاى زيانكار احتما « 440 » تواند كرد ، و غير طبيب ، اگر چه در عقل مساوى او باشد ، روا كه نتواند ، اگر چه به اجمال در آن مضرّتى داند ، و لكن چون علم طبيب كامل‌تر است ترس او قوىتر باشد ، و ترس لشكرى شود عقل را ، و عدّتى در قمع و قهر شهوت . و براى اين عالم بر ترك معاصى قادرتر از عامى باشد ، به سبب آن چه علم او به زيان معصيت قوىتر است . و بدين ، عالم حقيقى مىخواهيم ، نه اصحاب طيلسان « 441 » و ارباب هذيان . پس اگر تفاوت از جهت شهوت باشد ، آن را به تفاوت عقل رجوعى نبود ، و اگر از جهت علم باشد اين نوع را از علم عقل خوانند ، چه او مقوّى غريزت عقل است ، پس تفاوت در چيزى باشد كه تسميه به دو راجع شود ، و روا كه به مجرد تفاوت در غريزت عقل باشد ، كه آن غريزت چون قوى بود قهر او شهوت را هر آينه قوىتر باشد . و اما قسم سوم و آن علمهاى تجربه است ، و تفاوت مردمان را در او منكر نتوان شد ، كه ايشان در بسيارى اصابت و زودى دريافت متفاوتند . و سبب آن يا تفاوت غريزت باشد يا تفاوت ممارست . اما اول و آن اصل است ، يعنى غريزت ، تفاوت آن را انكار نتوان كرد ، و آن نورى است كه بر
هامش
( 439 ) مقصور ، منحصر ، محدود . ( 440 ) احتما ، پرهيز ، احتياط . ( 441 ) طيلسان ، ردايى بزرگ كه خطيبان بر دوش اندازند .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 199 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى