تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
على - رضى اللّه عنه - گفت :
رأيت العقل عقلين * فمطبوع و مسموع و لا ينفع مسموع * إذا لم يك مطبوع كما لا تنفع الشّمس * و ضوء العين ممنوع
اى ، عقل دو است : طبعى و سمعى ، و سمعى سود ندارد چون طبعى نباشد ، چنان كه خورشيد سود ندارد چون روشنايى چشم نبود . و پيغامبر - عليه السلام - در اين حديث كه گفته است : [ 149 ] ما خلق اللّه خلقا اكرم عليه من العقل ، اول را خواسته است . و در حديث ديگر كه گفته است : إذا تقرّب النّاس بأنواع البرّ فتقرّب أنت بعقلك . اى ، چون مردمان به انواع نيكويى تقرب نمايند تو به عقل خود تقرب نماى ، چهارم را خواسته است . و هم او را خواسته است در اين حديث كه بو دردا را گفته است : ازدد عقلا تزدد من ربّك قربا . اى ، عقل عاقبت شناس شهوت كش را زيادت كن تا در حضرت ربوبيت مزيد قرب يا بى . بو دردا گفت : مادر و پدر من فداى تو باد ، بدين مراد چگونه رسم ؟ فرمود : اجتنب محارم اللّه و ادّ فرائض اللّه تكن عاقلا و اعمل بالصّالحات من الاعمال تزدد في عاجل الدّنيا رفعة و كرامة و تنل [ في آجل العقبي ] بها من ربّك القرب و العزّ . اى ، دست از محارم بدار و فرايض بگزار تا عاقل [ باشى ] و كارها نيكوى كن تا در عاجل دنيا رفعت و كرامت يا بى ، و در [ آجل آخرت از ] حضرت حق تعالى قربت و عزت بينى . و سعيد مسيّب گفت كه عمر و ابىّ كعب و بو هريره در خدمت پيغامبر - عليه السلام - رفتند و گفتند : عالم‌تر مردمان كيست ؟ فرمود : العاقل . گفتند : عابدتر كه ؟ فرمود : العاقل . گفتند : فاضل‌تر كه ؟ فرمود : العاقل . گفتند : نه عاقل است [ آن ] كه مروت او كامل باشد و فصاحت او ظاهر و دست او بخشنده و منزلت او بزرگ ؟ فرمود : و ان كلّ ذلك لما متاع الحياة الدّنيا و الآخرة عند ربّك للمتّقين ، انّ العاقل هو المتّقى و ان كان في الدّنيا خسيسا دنيّا . يعنى ، آن همه كه گويند ، متاع حيات دنياست ، و آخرت نزديك پروردگار متقيان راست ، و عاقل آن است كه متقى باشد اگر چه در دنيا خسيس و دنى بود . و در حديثى ديگر است : انّما العاقل من آمن باللّه و صدّق رسله و عمل بطاعته . اى ، عاقل نيست مگر آن كه به حق تعالى ايمان آرد و پيغامبران را باور دارد و طاعات بگزارد . و به حق ماننده‌تر آن است كه عقل ، هم در اصل لغت و هم در عرف استعمال ، نام آن
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 196 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى