و اما نور بصيرت باطن را ، كه حق تعالى را بدان بتوان شناخت و صدق پيغامبران بدان توان دانست ، نكوهيدن چگونه صورت بندد ؟ و اگر وى را بنكوهند چه چيز را ستايند ؟ و اگر ستودهء شرع است ، صحت شرع به چه معلوم شود ؟ اگر به عقل نكوهيده كه بر آن اعتمادى نباشد معلوم گردد ، پس شرع هم نكوهيده بود ، و التفات نبايد كرد به قول كسى كه گويد : ادراك آن به عين يقين و نور ايمان باشد نه به عقل ، چه به لفظ عقل همان مىخواهيم كه او به عين يقين و نور ايمان مىخواهد . و آن صفت باطن است كه آدمى بدان از بهايم متميّز است تا حقايق كارها بدان داند . و بيشتر اين تخبّطات از جهل گروهى خاسته است كه حقايق را از ألفاظ طلبيدهاند ، و بدانچه اصطلاحات مردمان در ألفاظ به تخبّط است ، ايشان در تخبّط افتادهاند . و اين مقدار در بيان عقل بسنده است . و اللّه أعلم .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: الغزالي
ص٢٠٢