تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة سخنى از مصحح 22

مساهمون:

صسخنى از مصحح ٢٢
اين سخن بيان خود اوست - كه در « كتاب علم » اين ترجمه ( صفحهء 68 ) آمده است . و چنين آغاز مىشود : « و ما اكنون بياريم از احوال فقهاى اسلام ، آن چه بدان بدانى كه اين چه ياد كرديم نه طعن است در ايشان ، بل طعن است در آن كسان كه اقتدا بديشان ظاهر مىكنند ، و دعوى آن كه مذهب ايشان دارند و در عمل و سيرت مخالف ايشانند . پس فقهايى كه زعماى فقه و رؤساى خلق‌اند پنج‌اند : شافعى و مالك و بو حنيفه و احمد حنبل و سفيان ثورى . و هر يكى از ايشان عابد بود ، و زاهد ، و عالم به علمهاى آخرت ، و فقيه به مصالح خلق در دنيا ، و مريد رضاى حق تعالى به فقه . » اما اين ستايشها گواه بر آن نيست كه وى خويشتن را پايين‌تر از ايشان بداند ، يا هر عقيده‌اى را چشم بسته از آنان بپذيرد . زيرا غزالى با روشى كه در پانزده سال آخر عمر براى زندگى دلخواه خويش در پيش گرفت نشان داد كه « زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است . » سخنى از روان شاد شيخ آقا بزرگ تهرانى ، صاحب الذريعة إلى تصانيف الشيعة ، به ياد دارم كه مىگفت : اين گونه سركشى و استقلال طلبى كه در آثار برخى از دانشوران با ذوق و لطيف انديشهء مسلمان جلوه‌گر شده بيشتر از آگاهى و تمايل درونى آنان به مذهب شيعهء اثنا عشرى مايه مىگيرد . ملا محسن فيض نيز در مقدمهء المحجّة البيضاء مىنويسد كه غزالى به هنگام نگارش احياء علوم الدين از پيروان « مذهب عامه » بود ، ولى در پايان عمر به لطف خدا اين سعادت نصيبش شد كه شيعه شود . « 18 » ولى جدالى كه ميان استاد اسعد مهنه‌اى و محمد غزالى درگير شده ، و برخى از نوشته‌هاى خود غزالى در احياء علوم الدين و ديگر آثارش بهتر از داورى ديگران مىتواند نمايشگر آزاد انديشى وى بوده باشد . دولتشاه سمرقندى راوى اين جدال چنين حكايت كرده است : اما استاد اسعد مهنه‌اى از فحول علما بود ، و در مجلس سلطان محمد بن ملك شاه با امام حجة الإسلام ابو حامد محمد غزالى مناظره كرد ، و علماى خراسان تقويت استاد اسعد كردند ، و در مجلس سلطان محمد ، اول سؤالى كه بر امام كرد آن بود كه گفت : تو مذهب أبو حنيفه دارى يا شافعى ؟ امام در جواب گفت : من در عقليات مذهب برهان دارم ، و در شرعيات مذهب قرآن ، نه أبو حنيفه بر من خطى دارد ، و نه شافعى بر من براتى . استاد اسعد گفت كه اين سخن خطاست . امام گفت : اى بيچاره ، اگر تو از علم اليقين شمه‌اى مىدانستى نمىگفتى كه من خطا مىگويم ، اندر قيد ظاهر مانده‌اى و معذورى ، و اگر حرمت پيرى و مقدمى تو نبودى با تو مناظره كردمى و راه تحقيق به تو نمودمى . « 19 » و در صفحهء 181 و 2 اين ترجمه ، « كتاب علم » ، سخنى ديگر روايت شده است كه استقلال فكرى غزالى را نيك تأييد مىكند : « و بعضى گفته‌اند كه آن چه از پيغامبر - عليه السلام - به ما رسيد آن را به سر و ديده قبول كرديم ، و آن چه از صحابه رسيد ، بعضى گرفتيم و بعضى گذاشتيم ، و آن چه از تابعين رسيد ، ايشان مردانند و ما مردانيم . »

آثار غزالى

غزالى در جهان دانش و دور انديشى از جملهء بزرگترين نام آوران برخوردار از انديشهء انسانى است ، متفكر وارسته‌اى است كه در ميان مردم روزگار به بالاترين پايگاه انديشه راه يافته است . پس اگر در مورد تعداد آثار مردى
هامش
( 18 ) مرحوم فيض به استناد سخن منصفانه‌اى كه غزالى در كتاب سرّ العالمين خود بيان كرده به اين نتيجه رسيده است . عبد الرحمن بدوى ، مؤلفات الغزالي ، ص 531 . ( 19 ) تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى ، چاپ ليدن ، ص 85 .