تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
عاليهء نبوت است ، چنان كه خواب صادق يك جزو از چهل و شش جزو پيغامبرى است . و بپرهيز از آن كه نصيب تو از علم آن باشد كه هر چه از حد تصور تو بگذرد آن را انكار كنى . چه مدعيان كاذب - از علما - كه دعوى احاطت كنند به علمهاى معقول ، در اين هلاك شده‌اند . و جهل به از عقلى كه به انكار مثل اين كار در حق اوليا دعوت كند . و هر كه اين را در حق اوليا منكر شد در حق انبيا هم انكارش لازم آيد ، و به كليت از دين بيرون شود . و بعضى از عارفان گفتند كه ابدال در اطراف زمين منقطع نشده‌اند ، و از چشمهاى جمهور پوشيده نمانده ، مگر به سبب آن چه طاقت ندارند كه در عالمان وقت نگرند ، بدانچه ايشان جاهلان‌اند به خداى - عز و جل - و نزديك خود و جاهلان ديگر ، عالمان‌اند . سهل تسترى گفت : از بزرگترين معصيتها آن است كه جهل خود را ندانى و در عامه نگرى [ 142 ] و سخن اهل غفلت شنوى . و هر عالمى كه در دنيا خوض كرد ، سخن وى را اصغا نبايد كرد ، بل در هر چه گويد متهم بايد داشت ، بدانچه هر آدمى در محبوب خويش خوض نمايد و آن چه موافق او نباشد دفع كند . و براى آن حق تعالى گفت :
وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً
. « 397 » و عاصيان عوام نكو حالتر از آن كسان‌اند كه در طريق دين جاهل‌اند و اعتقاد دارند كه عالمان‌اند . زيرا كه عاصى به تقصير اعتراف نمايد و آمرزش خواهد و توبه كند ، و اين جاهل خود را عالم پندارد و آن چه بدان مشغول است از علمها كه وسيلتهاى اوست به دنيا ، آن را سلوك طريق دين شمارد ، توبه نكند و آمرزش نخواهد و هميشه تا رسيدن مرگ بر آن استمرار نمايد . و چون اين معنى بر بيشتر مردمان ، مگر آن كه در عصمت الهى است ، غالب است و طمع از اصلاح ايشان منقطع ، صاحب احتياط را به سلامت دين آن نزديك‌تر كه از ايشان عزلت گزيند و تنهايى اختيار كند . چنان كه در « كتاب عزلت » بيان آن بخواهد آمد . و براى اين ، يوسف أسباط به حذيفهء مرعشى نوشت : چه گمان دارى در تنها مانده‌اى كه يك كس نيابد كه حق تعالى را با وى ياد كند كه نه بزهكار شود ، و مذاكرات او معصيت بود ؟ و آن بدان است كه اهل آن نيابد . و راست گفته است ، چه مخالط مردمان از غيبت ، يا از شنيدن آن ، يا از خاموش بودن از نهى منكر خالى نباشد . و بهتر حالهاى او آن است كه أفادت علم كند . و اگر انديشه كند داند كه غرض متعلم جز آن نيست كه علم را آلت طلب دنيا و وسيلت بدى سازد ، پس
هامش
( 397 ) كهف 18 - 28 .