تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
مىپرسند ، و علما حلال و حرام نگفتندى ، سخن ايشان در مكروه و مستحب بودى . اى ، نظر ايشان در دقايق كراهيت و استحباب بود ، چه ترك حرام خود كارى ظاهر است . و هشام عروه گفتى : اين جماعت را از آن چه نو آورده‌اند مپرسيد ، چه جواب آن ساخته‌اند ، و لكن از سنت پرسيد ، چه آن را نشناسند . و بو سليمان دارانى گفتى : كسى را كه الهام خيرى باشد ، بايد كه بر آن كار نكند تا در آثار آن را بيابد ، پس شكر خداى به جاى آرد كه آن چه ضمير او بود موافق اثر آمد . و اين بدان سبب گفته است كه رأيها و بدعتها به سمعها رسيده است و در دلها آويخته ، روا كه صفاى دل را مشوش كند و باطل را حق نمايد . پس احتياط بايد كرد و به شهادت آثار استظهار طلبيد . و براى اين بود كه چون مروان در نمازگاه براى خطبهء عيد منبرى ساخت ، بو سعيد خدرى وى را گفت : [ 140 ] اين چه بدعت است كه آوردى ؟ مروان گفت : اين بدعت نيست ، اين به از آن است كه تو مىدانى ، چه مردمان بسيار شده‌اند و مراد من آن است كه آواز به همه برسد . بو سعيد گفت : به خداى كه هرگز به از آن نياريد كه من مىدانم ، و به خداى كه امروز به تو اقتدا نكنم . و اين انكار براى آن كرد كه پيغامبر در خطبهء عيد بر كمانى يا بر عصايى تكيه كردى نه بر منبر . و در حديث مشهور آمده است : من أحدث في امرنا هذا ما ليس فيه فهو ردّ . اى ، هر كه در اين كار ما چيزى نو آرد كه در وى آن نيست ، آن بر وى مردود است . و در خبرى ديگر است . من غشّ امّتى فعليه لعنة اللّه و الملائكة و النّاس أجمعين . اى ، هر كه با امت من غش بر زد لعنت خداى و فريشتگان و همهء مردمان بر وى باد . گفتند : غش امت چه باشد ؟ فرمود : ان يبتدع بدعة يحمل النّاس عليها . اى ، آن كه بدعتى قايم كند و مردمان را بر آن دارد . و در خبرى ديگر است : انّ للَّه تعالى ملكا ينادى كلّ يوم من خالف سنّة رسول اللّه لم تنله شفاعته . اى ، خداى را فريشته‌اى است كه هر روزى ندا كند : هر كه مخالفت سنت پيغامبر كند شفاعت وى نيابد . و مثال كسى كه جنايت وى در دين به بدعتى مخالف سنت باشد به نسبت با كسى كه گناهى كند ، مثال كسى باشد كه در گردانيدن دولت از پادشاه سعى كند به نسبت با كسى كه در خدمتى معيّن فرمان پادشاه به جاى نيارد ، چه بىفرمانى [ را ] احتمال عفو باشد ، و گردانيدن دولت را نه . و بعضى علما گفتند : آن چه سلف در آن خوض كرده‌اند خاموش بودن از آن جفا باشد ، و آن چه از آن خاموش بوده‌اند سخن گفتن در آن تكلف بود . و ديگرى گفت : حق گران است ، هر كه از آن تجاوز نمايد ظالم باشد ، و هر كه در آن تقصير كند عاجز بود ، و هر كه با وى بايستد وى را آن بسنده باشد .