تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
حق تعالى ايشان را مدد و معاونت فرمايد ، و سنخ اصل را گويند ، و براى تأكيد هر دو لفظ را ياد كرده است ، و روا كه به سنخ استوارى اصل خواسته است . و جاهل‌ترين مردمان آن كس است كه اندازهء خود نشناسد [ 132 ] و بغيض‌تر خلق نزديك حق تعالى آن كس است كه تحقيق و اتقان علم از جايها فراهم آرد ، و در تاريكيهاى فتنه فرو رود و بشتابد . و در روايتي : غارّ في أغباش الفتنة آمده است ، اى ، غافل باشد در تاريكيهاى فتنه ، چه علم خواندن بىتحقيق و اتقان ، بسيار زيانكارتر از ناخواندن است . جماعتى كه در خلقت مردمان را مانند و در اخلاق بهايم و سباع را و ناكس باشند ، وى را عالم نام كنند ، و او يك روز بسلامت در علم اقامت ننموده باشد ، و بسيار خواسته از چيزى كه اندكى از آن به كه بسيار . اى ، علمهايى كه استكثار و استقصاى در آن ستوده نيست . تا چون از آب متغير سيراب شد ، و چيز بىمنفعت بسيار جمع كرد ، به فتوى مشغول [ شود ] ، تا آن چه بر غير او پوشيده شده است روشن كند . و اگر واقعه‌اى مبهم وى را پيش آيد حشو آراء خود براى آن ساخته دارد ، و معتمد او در قطع آن شبهتها چون تار عنكبوت باشد . اى ، در غايت ضعف بود . نداند كه خطا گفت يا صواب ، جهلها ارتكاب نمايد ، و در كارهاى ملتبس مشتبه نادانسته خوض كند . از آن چه نداند عذر نخواهد تا بسلامت بماند ، و بر علم دندان بيفشارد تا غنيمت به دست آرد . روايت را مىپراند چنان كه باد گياه خشك بريزنده را . اى ، دروغ افترا كند . و از عاقبت نه انديشد . خونهاى ناحق از حكم او گريان ، و فرجهاى حرام از قضاى او چون حلال . آن چه بر وى وارد شود به إصدار آن غنى نباشد ، و آن چه بدان وى را ستايند اهليت آن ندارد . ايشان آن جماعت‌اند كه عقوبتها بر ايشان نازل شده است ، و نوحه و گريه بر [ ايشان در ] ايام حيات واجب گشته . و هم على گفت - رضى اللّه عنه : إذا سمعتم العلم فاكظموا عليه و لا تخلّطوه بهزل فتمجّه القلوب . اى ، چون علم شنويد آن را فرو خوريد ، و به هزل مياميزيد كه دلها آن را قبول نكند . و بعضى از سلف گفتند : هر كه بخندد علم بيرون انداخته باشد . و گفته‌اند : چون در معلم سه چيز جمع شود : صبر و تواضع و خوشخويى ، نعمت بر متعلم تمام شده باشد . و چون در متعلم سه خصلت فراهم آيد : عقل و أدب و حسن فهم ، نعمت بر معلم تمام شود . و در جمله ، خويهايى كه قرآن بدان وارد است علماى آخرت از آن خالى نباشند . زيرا كه ايشان قرآن براى عمل آموزند نه براى خواندن . ابن عمر گفت : مدتى از روزگار زيستيم و ديديم كه يكى را از ما ايمان پيش از قرآن حاصل شدى ، و چون سورتى نازل گشتى ، حلال و حرام و امر و زجر آن و آن چه در آن موافقت بايد نمود بدانستى . و پس از آن هم مردان را ديديم كه قرآن يكى از ايشان را پيش از ايمان