تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
گردانيد و آن آن است كه علم نافع است . و در اثر است كه هر كه را حق تعالى علم و زهد و خوشخويى داد او پيشواى متقيان است . و در خبر است : انّ من خيار امّتى قوم يضحكون جهرا من سعة رحمة اللّه ، و يبكون سرّا من خوف عذابه أبدانهم في الارض و قلوبهم في السّماء ، أرواحهم في الدنيا و عقولهم [ 130 ] في الآخرة ، يتمشّون بالسّكينة و يتقرّبون بالوسيلة . اى ، از بهينگان امت من گروهىاند كه آشكارا از وسعت رحمت خداى بخندند و نهان از ترس عذاب او بگريند ، تنهاى ايشان در زمين است و دلها در آسمان و جانها در دنيا و عقلها در آخرت ، به سكينت روند و به وسيلت تقرب جويند . و حسن گفت : حلم وزير علم است ، و رفق بذر او ، و تواضع پيراهن او . اى ، يارى او از حلم است ، و پرورش او از رفق ، و آرايش او از تواضع . و بشر حارث گفت : هر كه به علم رياست طلبد ، به دشمنى او در حضرت حق تعالى تقرب بايد نمود ، چه او در آسمان و زمين ممقوت « 369 » باشد . و در اسرائيليات « 370 » آمده است كه حكيمى از حكما سيصد و شصت كتاب تصنيف كرد در حكمت ، تا بدان سبب به حكمت موصوف شد . پس حق تعالى به پيغامبر ايشان وحى فرستاد كه وى را بگوى كه زمين را پر بسيار گويى كردى ، و به چيزى از آن طالب رضاى من نبودى ، و من از بسيار گويى تو چيزى قبول نكنم . آن حكيم پشيمان شد و ترك تصنيف گرفت ، و با عوام مخالطت كرد ، و در بازارها رفت ، و با بنى اسرائيل هم نمك شد ، و در نفس خود تواضع نمود . بار ديگر وحى آمد كه او را بگوى كه اكنون موافق رضاى من شدى . و اوزاعى [ گفت كه بلال سعد گفتى : يكى از شما به شرطيى نگرد و از وى به خداى - عز و جل - استعاذت كند ] و به عالمان دنيا كه خود را براى خلق بيارايند و چشم رياست دارند نگرد ، پس وى را دشمن نگيرد ، او به دشمنايگى سزاوارتر آن شرطى است . و در روايت آمده است كه از پيغامبر - عليه السلام - پرسيدند كه كدام كار فاضل‌تر ؟ فرمود : اجتناب المحارم و لا يزال فوك رطبا بذكر اللّه . اى ، از محارم احتراز نمودن و به ذكر خداى رطب اللسان بودن . گفتند : كدام كس از ياران بهتر ؟ فرمود : صاحب ان ذكرت أعانك ، و ان نسيت ذكّرك . اى ،
هامش
( 369 ) ممقوت ، مبغوض ، دشمن داشته شده . ( 370 ) اسرائيليات ، همهء اخبار و قصص مربوط به بنى اسرائيل كه در قرآن و تفاسير و ساير كتب آمده است .