تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
عرفت الشّرّ لا للشّرّ ، لكن لتوقّيه و من لا يعرف الشّرّ من النّاس يقع فيه اى ، بدى را نه از جهت بدى شناختم ، بل تا از آن احتراز كنم ، و هر كه بدى را نشناسد از آن احتراز نتواند كرد . و نيز اعمال فعلى قريب است ، و اقصاى آن مواظبتى است بر ذكر حق تعالى ، به دل و زبان . و كار در شناخت آن چيز است « 380 » كه آن را تباه كند و مشوش گرداند . و اين از آن جمله است كه شاخه‌هاى آن بسيار است و تفريع آن دراز ، و همهء آن از آن جمله است كه در غالب امر حاجت بدان ماسّه است ، و سالكان راه آخرت را در آن بلواى عام است . « 381 » [ 134 ] و اما علماى دنيا تفريعات غريب را كه در قضايا و حكومات باشد متابعت كنند ، و در وضع صورتهايى كه روزگارها گذرد و واقع نشود رنج برند ، و اگر واقع شود واقعهء ديگرى بود نه واقعهء او ، و چون واقع شود جماعتى بسيار باشند كه به عهدهء آن قيام نمايند ، و آن چه ملازم ايشان است و در خواطر و وساوس و اعمال ايشان در شب و روز مكرر شود مهمل گذارند . و چه دور باشد از سعادت ، كسى كه [ مهم ] نفس خود [ كه ] لازم وى باشد بگذارد و به مهم ديگرى كه نادر بود مشغول شود ، براى آن كه قبول خلق و قربت ايشان را بر قربت حق تعالى برگزيند ، و شره نمايد در آن چه بطّالان ابناى دنيا وى را فاضل و محقق و دانندهء دقايق خوانند . و جزاى او از حق تعالى آن باشد كه در دنيا از قبول خلق [ منفعتى ] نتواند گرفت ، بل صفاى آن به حوادث روزگار مكدر شود و روز قيامت مفلس ماند ، بدانچه سود عمل كنندگان و فوز مقربان مشاهده كند در حسرت افتد ، و آن خسران مبين باشد . و همگنان متفق شده‌اند كه سخن حسن بصرى به سخن انبيا ماننده‌تر از سخن ديگران بود ، و روش او به روش صحابه نزديك‌تر . و بيشتر سخن او در خواطر دلها ، و فساد اعمال و وساوس نفوس ، و صفتهاى پوشيدهء نهانى از شهوات نفس [ است ] . و او را گفتند : تو سخنى مىگويى كه از غير تو نمىشنويم ، از كه گرفته‌اى ؟ فرمود كه از حذيفهء يمان . و حذيفه را گفتند : از تو سخنى مىشنويم كه جز تو كسى از صحابه آن را نمىگويد ، از كجا آموخته‌اى ؟ فرمود كه
هامش
( 380 ) و كار مهم در شناختن . . . است . ( 381 ) سخت به آن حاجت است ، و ابتلاى سالكان راه آخرت بدان عام است .