تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

هشتم آن كه عنايت او در تقويت يقين بغايت قوى باشد ،

( 1 ) چه يقين سرمايهء دين است . قال - عليه السلام : اليقين الايمان كلّه . و از آموختن علم يقين چاره نباشد ، اى ، اوايل آن ببايد آموخت ، پس طريق آن در دل گشاده شود . و براى آن پيغامبر - عليه السلام - گفت : تعلّموا اليقين . اى ، همنشين اهل يقين باشيد ، و علم يقين از ايشان بشنويد ، و در اقتداى بديشان مواظبت نماييد تا يقين شما قوى شود ، چنان كه يقين ايشان شده است . و اندكى از يقين به از بسيار عمل . و [ چون ] پيغامبر را گفتند : مردى نيكو يقين بسيار گناه است ، و مردى كم يقين مجتهد در عبادت ، فرمود : و ما من آدمىّ الاّ و له ذنوب و لكن من كان غريزته العقل و سجيّته اليقين لم تضرّه الذّنوب لانّه كلّما أذنب تاب و استغفر و ندم فتكفر ذنوبه و يبقى له فضل يدخل [ به ] الجنّة . اى ، هيچ آدميى نيست كه نه وى را گناهى است ، و لكن هر كه غريزت او عقل و سجيّت او يقين باشد ، گناه وى را زيان ندارد ، چه هر گاه كه گنه كند به توبه و استغفار و پشيمانى پناهد ، و گناه وى بدان مكفّر « 360 » شود ، فضلى وى را باقى ماند كه بدان در بهشت رود . و براى اين ، پيغامبر - عليه السلام - گفت : من اقلّ ما أوتيتم اليقين و عزيمة الصّبر ، و من اعطى حظّه منهما لم يبل ما فاته من قيام اللّيل و صيام النّهار . اى ، از آن چيزها كه شما را اندك‌تر داده‌اند يقين و عزيمت صبر است ، و هر كه نصيب خود از اين دو بيافت وى را از آن چه فوت شود ، از قيام شب و صيام روز ، باكى نبود . مترجم مىگويد : يقين از قوّت نظر باشد ، و عزيمت صبر از قوّت عمل . و عقل را اين دو قوت است ، و به اجتماع اين هر دو كمال آدمى حاصل آيد . و در وصيت لقمان است كه پسر را گفت : اى پسر ، استطاعت عمل جز به يقين نباشد ، و مرد كار نكند جز به اندازهء يقين خود ، و در عمل تقصير نرود تا يقين كم نشود . و يحيى معاذ گفت : توحيد را نورى است و شرك را آتشى ، و نور توحيد بديهاى موحدان را سوزنده‌تر از آن است كه آتش شرك نيكيهاى مشركان را . و به نور توحيد يقين خواسته است . و قرآن چند جاى اصحاب يقين را ياد كرده است ، كه آن دليل است كه يقين رابطهء خيرات و سعادات است .
هامش
( 360 ) تكفير ، در گذشتن از گناه ( ترجمان عادل جرجانى ) .