تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
يا واعظ النّاس قد أصبحت متّهما * إذ عبت منهم أمورا أنت تأتيها
اى ، اى واعظ مردمان ، تو متهم شده‌اى بدانچه عيب مىكنى كارهايى را كه مشغول آنى . و ديگرى گفت :
لا تنه عن خلق و تأتي مثله * عار عليك إذا فعلت عظيم
اين بيت با ترجمه سابق شده است . « 317 » و إبراهيم ادهم گفت : بر سنگى نبشته ديدم كه مرا بگردان تا عبرت گيرى ، بگردانيدم : بر طرف ديگر نبشته بود آن چه مىدانى بر آن كار نمىكنى ، پس علم آن چه نمىدانى چرا [ 108 ] مىطلبى ؟ و ابن السّماك « 318 » گفت : بسا ياد دهندهء خداى كه وى را فراموش كرده باشد ، و بسا ترساننده از خداى كه بر وى دلير باشد ، و بسا نزديك گرداننده كه از وى دور بود ، و بسا دعوت كننده به خداى كه از وى گريخته باشد ، و بسا خوانندهء آيات خداى كه از آن بيرون شونده باشد . و إبراهيم ادهم گفت : سخن بصواب مىگوييم و در آن هيچ لحنى نمىرود ، و در عمل لحن « 319 » مىكنيم و در آن هيچ صوابى نمىباشد . و اوزاعى گفت : چون مبالغت اعراب آمد خشوع بشود . و مكحول از عبد الرحمن غنم روايت كرد كه ده كس از ياران پيغامبر - عليه السلام - گفتند كه ما در مسجد قبا علم مىخوانديم ، پيغامبر از خانه بيرون آمد و گفت : تعلّموا ما شئتم ، ان تعلموا فلن يأجركم اللّه حتّى تعملوا . اى ، آن چه مىخواهيد بياموزيد ، تا بر آن كار نكنيد از حق تعالى مزد نيابيد . و عيسى - عليه السلام - گفت : مثل كسى كه علم آموزد و بر آن كار نكند مثل زنى باشد كه پنهان زنا كند و حمل گيرد ، و چون حمل ظاهر شود رسوا گردد ، پس همچنين كسى كه به علم خود كار نكند روز قيامت حق تعالى وى را بر ملأ خلق رسوا گرداند . و معاذ گفت : بترسيد از زلّت عالم ، چه قدر او به نزديك مردمان بزرگ باشد و در زلت وى را متابعت كنند . و عمر گفت - رضى اللّه عنه : إذا زلّ العالم زلّ بزلّته عالم من الخلق . اى ، به زلت عالم عالمى در زلت افتند . و گفت : ثلاث بهنّ يهدم الزّمان . اى ، سه چيز است كه انهدام روزگار بدان است . يكى از آن زلت عالم است . و ابن مسعود گفت : زود باشد كه روزگارى آيد كه شيرينى دلها در آن شورى پذيرد ، پس
هامش
( 317 ) در ص 138 . ( 318 ) ابو العباس محمد بن صبيح مولى بنى عجل ابن السمّاك ( وفات : 183 ) . ( 319 ) لحن ، خطا كردن در اعراب يا تلفظ كلمه .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 149 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى