در زمرهء انبيا باشد ، و حشر [ قضاة ] در جملهء سلاطين . و هر فقيهى كه به علم دنيا طلبد هم در معنى قضاة بود .
و بو دردا از پيغامبر - عليه السلام - روايت كرده كه اوحى اللّه إلى بعض الانبياء : قل للّذين يتفقّهون لغير الدّين و يتعلّمون لغير العمل و يطلبون الدّنيا به عمل الآخرة ، يلبسون للنّاس مسوك الكباش ، و قلوبهم كقلوب الذّئاب ، ألسنتهم احلى من العسل و قلوبهم [ امرّ ] من الصّبر ، ايّاى يخادعون و بى يستهزؤن ، لأتيحنّ « 296 » لهم فتنة تذر الحكيم حيرانا . اى ، حق تعالى وحى فرمود به يكى از انبيا كه بگوى جماعتى را كه تفقه مىكنند نه براى دين ، و تعلم مىبرزند نه براى عمل ، و دنيا مىجويند به كار آخرت ، خود را در لباس نرمى و انقياد به خلق مىنمايند ، و دلهاشان چون دلهاى گرگان است ، به زبان شيرينتر از انگبيناند ، و به دل تلختر از صبر « 297 » ، كه مرا مىفريبند و بر من أفسوس مىكنند ، هر آينه براى ايشان فتنهاى مقدر كنم كه عقلا و حكما را حيران گرداند .
و ضحّاك « 298 » از ابن عباس روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : علماء هذه الامّة رجلان : رجل آتاه اللّه [ علما فبذله ] للنّاس و لم يأخذ عليه طمعا و لم يشتر به ثمنا فذلك يصلّى عليه طير السّماء و حيتان الماء و دواب الارض و الكرام الكاتبون ، يقدم على اللّه تعالى يوم القيامة سيّدا شريفا حتّى يرافق المرسلين ، و رجل آتاه اللّه علما في الدنيا فضنّ به عن عباد اللّه ، و أخذ عليه طمعا و اشترى به ثمنا يأتي يوم القيامة ملجما بلجام من نار ينادى مناد على رءوس الاشهاد هذا فلان بن فلان آتاه اللّه علما فضنّ به عن عباد اللّه و أخذ به [ 105 ] طمعا و اشترى به [ ثمنا قليلا ] يعذّب حتّى يفرغ من حساب الخلق . اى ، علماى اين امت دو قسماند :
يكى آن كه حق تعالى وى را علم داد ، و او بىطمعى و بهايى به مردمان رسانيد ، او آن است كه مرغان هوا و ماهيان دريا و جنبندگان زمين و كرام كاتبين دعاى وى گويند و آمرزش وى خواهند ، و روز قيامت با مهترى و بزرگى به حضرت حق تعالى رسد تا به حدى كه رفيق مرسلان بود . و ( 1 ) دوم آن كه خداى - عز و جل - وى را علم بخشيد و او بر بندگان خداى ضنّت برزيد ، و بر آن طمعى داشت و بهايى ستد ، در روز قيامت با لگام آتشين آيد ، و منادى آواز مىدهد بر سر حاضران كه اين فلان بن فلان است ، حق تعالى وى را علم داد ، او بر بندگان خداى ضنّت نمود ، و در بند طمع و بها شد ، و تا به وقت فراغ از حساب خلق در عذاب بماند . و صعبتر از اين آن است كه روايت
هامش
( 296 ) بر طبق شرح زبيدى .
( 297 ) صبر ، الوا ، صبر زرد .
( 298 ) ابو القاسم و به قولى أبو محمد ضحاك بن مزاحم هلالى خراسانى متوفى پس از 100 هجرى ، محدّث و مفسّر .