تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
وى را در آن باعث و محرّض باشد ، و لكن در اثناى كار و آخر آن را بداند ، چه در او علمهايى است كه از آن ترس حق تعالى و خوارى دنيا و بزرگداشت آخرت حاصل شود ، و زود باشد كه آن به صواب صواب رساند ، تا پند پذيرد بدانچه ديگرى را پند مىدهد . و دوستى جاه و قبول خلق چون دانه‌اى در حوالى دام باشد كه به واسطهء آن مرغ در دام آيد . و بارى تعالى با بندگان همين كرده است كه در ايشان شهوت آفريده است تا به وسيلت آن نسل باقى ماند ، و دوستى جاه نيز آفريده است تا سبب احياى علمها شود . و اين در اين علمها كه گفتيم متوقّع تواند بود . و اما خلاف محض و مجادلهء كلام و معرفت فرعهاى غريب ، اگر بر آن اقتصار كنى و از علمهاى ديگر روى بگردانى ، جز قسوت دل و غفلت از حق تعالى و نهايت گمراهى و طلب جاه نيارد ، مگر آن را كه حق تعالى به رحمت خود تداركى فرمايد ، يا غير آن از علمهاى دينى بر آن بياميزد . و هيچ برهان بر اين چون تجربه و مشاهده نيست . پس بنگر و عبرت گير و بصيرت طلب ، تا تحقيق آن در عباد و بلاد مشاهده كنى . و اللّه المستعان . و سفيان ثورى را اندوهگين ديدند ، پرسيدند كه موجب اندوه چيست ؟ گفت : بازارگاه و تجارت جاى ابناى دنيا شده‌ايم ، يكى از ايشان [ فنى ] لازم مىگيرد تا چون بياموخت ، عملى و قضايى و قهرمانيى تقلّد نمايد .

وظيفت چهارم

( 1 ) و آن از دقايق صناعت تعليم است ، كه متعلم را از بدخويى تا امكان دارد به طريق تعريض باز دارد نه بتصريح ، و از روى رحمت نه از راه سرزنش ، چه تصريح پردهء هيبت بردارند ، و بر اقتحام مخالفت دلير گرداند ، و حرص اصرار برانگيزاند . چه پيغامبر ، كه راهنماى همهء متعلمان است ، فرموده است : لو منع النّاس عن فتّ البعر لفتّوه و قالوا : ما نهينا عنه الاّ و فيه شيء . اگر مردمان را از شكستن پشك شتر باز دارند ، هر آينه بشكنند و گويند : باز داشت ما از آن نيست جز براى نفعى كه در شكستن آن است . و قصهء آدم و حوا و آن چه از آن منهى بوده‌اند تو را بر اين تنبيه كند . چه آن بر افسانه نگفته‌اند ، بل تنبيهى است بر سبيل عبرت . و فايده‌اى ديگر در تعريض آن است كه نفسهاى فاضل و ذهنهاى ذكى را به استنباط معانى آن مايل گرداند ، و شادى دريافت معنى آن رغبت آرد در كردن آن ، تا دانسته شود كه آن معنى از آن نيست كه از زيركى او غايب شود و