تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
و بنگر در كسانى كه مىگويند كه مقصود ما از آن چه در آنيم ، از علم فقه و كلام و تدريس در آن و در غير آن ، تقرب است به خداى - عز و جل - كه كار غايتشان به جايى رسيده است كه مال و جاه بذل مىكنند ، و انواع مذلّت در خدمت سلطان تحمل مىنمايند براى اطلاق أجراها . و اگر آن را بگذارند ايشان هم گذاشته شوند ، و كسى بر ايشان اختلاف « 261 » نكند . پس [ معلّم از متعلم ] توقع مىكند كه در هر حادثه‌اى به مصالح وى قيام نمايد ، و دوست وى را يارى كند ، و با دشمن او دشمنايگى برزد ، و براى إتمام حاجات و قضاى اوطار « 262 » او مسخر و مذلّل باشد . و اگر در حق وى تقصير كند خشم گيرد ، و از بترين دشمنان وى شود . و در غايت خساست باشد عالمى كه بدين منزلت راضى شود و بدان شادى نمايد . پس شرم ندارد از آن چه گويد : غرض من [ از ] تدريس نشر علم است براى قربت حق تعالى ، و نصرت دين او ! پس در [ امارات بنگر ] تا انواع اغترارات « 263 » بينى .

وظيفت سوم

( 1 ) آن كه هيچ دقيقه از نصيحت متعلم باقى نگذارد . و آن بدان باشد كه وى را منع كند از آن چه قصد مرتبه‌اى كند كه استحقاق آن ندارد ، و به علم خفى مشغول شود پيش از آن كه از علم جلى فارغ آيد . پس تنبيه فرمايد وى را بر آن كه طلب علمها قربت حق تعالى است ، نه رياست و مباهات و منافسه . و تقبيح آن را در نفس او تقديم كند ، و در آن به اقصى الامكان برسد ، چه اصلاح عالم فاسق بيش از افساد او نباشد . و اگر از باطن او معلوم شود كه طلب علم او جز براى دنيا نيست ، بنگر كه چه علم مىطلبد . اگر علم خلاف در فقه ، و جدل در كلام ، و فتاوى در خصومات [ و احكام ] طلبد ، از آن منع كند . چه اين علوم از آن علمهايى است كه در آن گفته‌اند : تعلّمنا العلم لغير اللّه فأبى العلم ان يكون الاّ للَّه . علم به جهت غير خداى آموختيم اما علم ابا نمود كه جز خداى را باشد . و آن « 264 » نيست مگر علم تفسير و حديث و آن چه متقدمان بدان مشغول بودندى و علم آخرت و شناختن خويهاى نفس و كيفيت تهذيب آن . چه طالب چون اين را بياموزد به نيت دنيا ، باكى نباشد كه وى را بگذارند تا بياموزد ، چه طمع آن چه پند [ 96 ] دهد و مردمان را تبع خويش گرداند
هامش
( 261 ) اختلاف ، آمد و شد . ( 262 ) اوطار ( ج وطر ) ، نيازمنديها ، كامها . ( 263 ) اغترار ، فريفتگى . ( 264 ) و آن ، و علمى كه براى خداى باشد .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 134 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى