تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
حاجت نباشد ، و لكن بر وجهى آفريده شده است كه تنها زيستن او امكان ندارد - چه مستقل آن نيست كه در تحصيل طعام به شديار « 251 » كردن زمين و كشتن و پختن ، و در تحصيل جامه و خانه ، و ساختن آلات آن بكل سعى تواند كرد - پس مضطر است [ 93 ] به مخالطت و يارى خواستن . و هر گاه كه مردمان به هم آميزند و آرزوهاى ايشان بر انگيخته شود ، در اسباب شهوت مجاذبت كنند و منازعت نمايند . و آن به مقاتله انجامد و سبب هلاك ايشان شود به سبب منافست از بيرون ، چنان كه مضادّت « 252 » اخلاط از درون سبب هلاك ايشان است . و اعتدال در اخلاط متنازعه از درون به طب نگاه توان داشت ، چنان كه اعتدال در منافست از بيرون به سياست و عدل . و دانستن طريق اعتدال در اخلاط طب است ، و دانستن طريق اعتدال احوال مردمان در معاملات و احوال فقه ، و كل آن به جهت حفظ تن است كه مركب است . و آن كه بر علم فقه يا طب اقتصار نمايد و با نفس خود مجاهده نكند و دل را به صلاح نيارد ، همچنان باشد كه بر خريدن ناقه و علف آن و راويه و دوختن آن اقتصار نمايد و سالك باديهء حج نشود . و آن كه عمر خود در دقايق آن كلمات كه در مجادلات فقه محرّر شود « 253 » مستغرق كند ، همچنان باشد كه عمر خود در دقايق آن اسباب كه رشته‌هايى كه راويه از آن دوزند بدان مستحكم شود ، مستغرق گرداند . و نسبت آن جماعت است به كسى كه طريق اصلاح دل را سالك باشد يا به علم مكاشفه و اصل ، چون نسبت آن جماعت است به سالكان راه حج و ملابسان اركان آن . پس در اين تأمل واجب دار ، و نصيحت رايگان قبول كن از كسى كه وى را به بهاى گران حاصل شده است ، و بدان نرسيده مگر پس از كوشش سخت و دليرى تمام بر مباينت خلق و عوام در باز بودن از تقليد ايشان به مجرّد شهوت . و اين مقدار در وظايف متعلم بسنده است .

بيان وظيفتهاى معلم مرشد

( 1 ) بدان كه مردم را در علم او چهار حال است ، چنان كه در ادّخار مال . چه صاحب مال را حال استفادت است كه در آن مكتسب باشد ، و حال ادّخار مكتسب كه بدان از خواستن بىنياز شود ، و حال نفقة بر خود كه بدان منتفع ، و حال بخشيدن ديگرى را تا سخى و متفضّل گردد ، و آن شريف‌تر
هامش
( 251 ) شديار ، شيار ، شخم . ( 252 ) مضادت ، مخالفت كردن با يك ديگر . ( 253 ) ص 233 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 131 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى