تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
ايشان آن كسان‌اند كه به آخرت مىخوانند و دنيا بگذاشته‌اند در ظاهر ، و مقصود ايشان در باطن قبول خلق و [ اقامت ] جاه است . پس بنگر كه تو از كدام قسمى ! و گمان مبر كه حق تعالى علمى و عملى كه خالص براى رضاى وى نباشد قبول كند . و در « كتاب ريا » بل كل « ربع مهلكات » بخواهد آمد آن چه ريبت را از تو زايل كند . ان شاء اللّه تعالى . [ 83 ]

باب پنجم در آداب متعلم و معلم

اما آداب متعلّم

( 1 ) و وظايف او بسيار است ، و لكن تفاريق آن در ده جمله منتظم شود .

وظيفت اول

( 2 ) تقديم طهارت نفس است از خويهاى بد و صفتهاى نكوهيده ، چه علم آبادانى دل و نماز سر و قربت باطن است به حق تعالى . و چنان كه نماز كه وظيفت جوارح ظاهر است درست نباشد مگر به پاكى ظاهر از حدثها و نجاستها ، پس همچنان عبادت باطن و عمارت دل به علم درست نباشد مگر به پاكى از بديهاى اخلاق و بديهاى اوصاف . قال - عليه السلام : بنى الدّين على النّظافة . و او در باطن و ظاهر همچنين است . و حق تعالى گفت :
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ
. « 207 » عقلها را بدين [ تنبيه ] فرمود كه پاكى و پليدى بر ظواهر محسوس مقصور نيست ، چه مشرك روا كه پاكيزه جامه و شسته اندام باشد و لكن پليد گوهر است ، اى ، باطن او به پليديها آلوده است . و نجاست چيزى را گويند كه از آن يك سو بايد شد و دورى بايد طلبيد . و به يك سو شدن از پليديهاى صفات باطن مهمتر است ، چه با آن چه پليد است در حال ، مهلك است در مآل . قال - عليه السلام : لا تدخل الملائكة بيتا فيه كلب . و دل خانه‌اى است كه منزل فريشتگان و
هامش
( 207 ) توبه 9 - 28 .