تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
صاحب علم مذهب و فتاوى را هم لازم است ، چون غرض وى طلب قضا و توليت اوقاف [ 82 ] و پيشدستى بر ياران باشد . و در جمله هر كه به علم جز ثواب آخرت طلبد ، وى را لازم است . چه علم عالم را مهمل نگذارد ، امّا به هلاك ابد رساند و امّا حيات ابد بخشد . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : أشدّ النّاس عذابا يوم القيامة عالم لم ينفعه اللّه بعلمه . پس علم وى را زيان داشت ، با آن چه سود نكرد . « 205 » و كاشكى سر بسر بجستى . و هيهات ! چه خطر علم عظيم است ، و طالب او طالب ملك ابد و نعيم سرمد است . پس خالى نباشد ، امّا از ملك و امّا از هلك . و او چون [ طالب ] ملك دنياست ، اگر اتفاق يافت آن نباشد ، سلامت فرومايگان طمع نتوان داشت . و آن چاره نباشد از آن چه رسواترين حالى لازم آيد . سؤال اگر گويى رخصت مناظره [ متضمن ] فايده است ، و آن ترغيب مردمان است در طلب علم ، چه اگر دوستى رياست نبودى علمها مندرس شدى . جواب سخن تو از وجهى راست بود ، و لكن فايده نكند . چه اگر وعدهء گوى و چوگان و بازى گنجشگان نباشد ، كودكان در دبيرستان « 206 » راغب نشوند . و آن دليل نيست بر آن كه رغبت در آن ستوده است . و اگر دوستى رياست [ نباشد علم مندرس شود ، و آن دليل نكند بر آن كه طالب رياست ] رستگار است ، بل او از آن كسان است كه پيغامبر - عليه السلام - گفته است : انّ اللّه ليؤيّد هذا الدّين بأقوام لا خلاق لهم . اى ، حق تعالى اين دين را قوى كند به مردمانى كه ايشان را فضيلتى كه از خلق مكتسب شود نباشد . و نيز گفته : انّ اللّه تعالى ليؤيّد هذا الدين بالرّجل الفاجر . پس طلب رياست در نفس خود هالك است ، و ديگرى به سبب او صلاح پذيرد اگر سوى ترك دنيا خواند . و آن در كسى باشد كه حال او در ظاهر الامر حال علماى سلف بود و لكن در دل قصد جاه دارد . پس مثال او شمع است كه در نفس خود مىسوزد و ديگران از وى روشنايى مىگيرند . پس صلاح غير او در هلاك اوست . و اما چون به طلب دنيا خواند مثال او آتش سوزنده است ، كه خود را و غير خود را هلاك كند . پس علما سه قسم‌اند : امّا خود را و غير خود را هلاك كننده ، و ايشان مقبلانند بر دنيا ، و خوانندگان سوى آن آشكارا . و امّا خود را و غير خود را نيكبخت گرداننده‌اند ، و ايشان خوانندگان‌اند از دنيا به حق تعالى ، در ظاهر و باطن . و امّا مهلك نفس خود و مسعد غير خودند ، و
هامش
( 205 ) يعنى علاوه بر آن كه فايده نبخشيد زيان رسانيد . ( 206 ) دبيرستان ، مكتب .