تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
كنيم به مجامع آن چه مناظره آن را برانگيزد . ( 1 ) يكى از آن حسد است . پيغامبر گفت - عليه السلام : الحسد يأكل الحسنات كما تأكل النّار الحطب . و مناظره از حسد خالى نباشد ، چه وقتى غالب بود و وقتى مغلوب ، و يك بار سخن وى را ستايند و بار ديگر سخن غير وى را . و ما دام [ كه ] در دنيا كسى باشد كه وى را به قوّت علم و نظر ياد كنند ، يا گمان برند كه وى خوب سخن‌تر و قوى نظرتر از اوست ، وى را حسد كند و خواهد كه نعمت وى زوال پذيرد و دلها از وى بگردد و به دو مايل شود . و حسد آتشى سوزنده است ، و هر كه به دو مبتلا شود در دنيا در عذاب [ 78 ] اليم باشد . و عذاب آخرت هر آينه قوىتر و بزرگتر . و براى اين عبد اللَّه عباس گفت : خذوا العلم حيث وجدتموه و لا تقبلوا قول الفقهاء بعضهم في بعض فانّهم يتغايرون كما يتغاير التّيوس في الزّريبة . علم هر جايى كه يابيد بگيريد ، و سخن فقها در حق يك ديگر مپذيريد ، كه ايشان با يك ديگر رشك برند ، چنان كه گشنان بز « 189 » در خوابگاه گوسفندان . ( 2 ) دوم تكبر و ترفع است بر مردمان . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : من تكبّر وضعه اللّه و من تواضع رفعه اللّه . هر كه تكبر كند حق تعالى وى را پست گرداند و هر كه تواضع كند حق تعالى وى را رفعت بخشد . و حكاية عن اللّه گفت : الكبرياء ردائى و العظمة إزاري ، فمن نازعنى فيهما قصمته . اى ، كبريا و عظمت دو صفت خاص من است ، هر كه با من در آن منازعت كند وى را شكسته گردانم . و مناظران خالى نباشند از آن چه بر اقران و امثال تكبر كنند ، و فوق اندازهء خويش توقع طلبند ، تا به حدى كه بالاتر و فروتر نشستن در مجلسها و نزديك و دور بودن از بالشها و تقدم نمودن در مضايق چندان منافست كنند كه به مقاتلت انجامد . و بسيار باشد كه نادانى از ايشان يا مكّارى فريبنده تعلل كند كه بدين ترفّع صيانت عز علم مىطلبد ، كه مؤمن منهى است از اذلال نفس خود ، و تواضع را كه ستودهء خداى و پيغامبران وى است مذلت خواند ، و تكبر را كه ممقوت حق تعالى است عز دين گويد ، و نامها [ تحريف ] كند ، و خلق را گمراه گرداند ، چنان كه در نام حكمت و علم و غير آن كرده‌اند . ( 3 ) سوم حقد است ، و مناظر از آن خالى نباشد . و پيغامبر - عليه السلام - گفته است : المؤمن ليس بحقود . اى ، به كمال ايمان حقد را در دل مجالى نباشد . و در مذمت حقد آن آمده است كه پوشيده
هامش
( 189 ) گشنان بز ، بزهاى نر .