تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
هر آينه مردمان با ايشان مايل شوند . و خاموش نباشند از تعلل « 171 » آن كه مشغولى ما بدين علم براى آن است كه علم دين است ، و ما را مطلوبى جز تقرب حق تعالى نيست .

بيان تلبيس در تشبيه اين مناظرات به مشاورات صحابه و مفاوضات سلف

( 1 ) [ 73 ] بدان كه استدراج « 172 » ايشان مردمان را بدان است كه غرض ما از مناظره باز جست كردن است از حق تا روشن شود ، چه حق مطلوب است و يارى يك ديگر در نظر و توارد خواطر مفيد و مؤثر ، و عادت صحابه در مشاورات ايشان همچنين بود ، چنان كه مشاورت كردند در مسئلهء جد و برادران ، و حدّ شرب خمر ، و وجوب غرامت بر امام - چون خطا كند - چنان كه نقل شده است كه ، زنى بچه افگانه كرد « 173 » از ترس عمر ، چنان كه نقل شده است در مسائل فرايض و غير آن ، و آن چه آوردند از مناظرهء شافعى با محمد حسن ، « 174 » و مناظرهء مالك [ و أبو حنيفه ] « 175 » و بو يوسف « 176 » ، و غير ايشان از علما . و تو را واقف كند بر اين تلبيس آن چه ياد خواهم كرد . و او آن است كه يارى يك ديگر در طلب حق از دين است ، و لكن آن را شرطها و علامتهاست . ( 2 ) اول آن كه به چيزى كه فرض كفايت است مشغول نشود تا آن كه از فرض عين نپرداخته باشد . و هر كه بر وى فرض عين باشد و او به فرض كفايت مشغول شود و گويد كه مقصود وى حق است ، دروغزن بود . و مثال او كسى است كه نماز بگذارد ، و در تحصيل جامه‌ها و بافتن آن بازرگانى كند و گويد : غرض من ستر عورت كسى است كه جامه نيابد و برهنه نماز كند . چه وقوع آن ممكن است ، چنان كه فقيه گويد كه وقوع نوادر كه بحث خلافى از آن است ممكن است . و مشغولان به مناظره كارهايى كه باتفاق فرض عين است بگذاشته‌اند . و آن كه ردّ وديعتى بر وى متوجه باشد در حال ، و او إحرام نماز گيرد كه فاضل‌ترين قربتهاست ، عاصى باشد . چه مردم « 177 » به مجرد آن چه فعل او از جنس طاعت بود مطيع نباشد ، تا در او رعايت وقت و شرط و ترتيب نكند .
هامش
( 171 ) تعلّل ، بهانه كردن ، علت انگيختن . ( 172 ) استدراج ، بتدريج نزديك كردن كسى را به سوى چيزى ، فريب دادن . ( 173 ) افگانه كردن ، بچه انداختن ، سقط كردن . ( 174 ) ابو عبد اللّه محمد بن حسن شيبانى حنفى كه خطيب بغدادى او را امام اهل الرأى خوانده است ( 131 - 189 ه ) . ( 175 ) بر طبق شرح زبيدى . ( 176 ) ابو يوسف يعقوب . ( 177 ) مردم ، آدمى