تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
الهام خواهند داد . و در خبرى مشهور است : أبغض الخلق إلى اللّه الالدّ الخصم . بغيض‌ترين خلقى بر حق تعالى سخت خصومت مخصوص به مخاصمت [ است ] . و در خبر است : ما أوتي قوم المنطق الاّ منعوا العمل « 168 » . سخنگويى قومى را داده نشد كه نه از عمل باز داشته شدند . على نصير حضرمى از پدر خود روايت كرد كه او گفت : خليل احمد « 169 » را پس از وفات به خواب ديدم ، انديشيدم كه هيچ كس عاقل‌تر از خليل نيست ، از وى سؤالى كنم . روى به من آورد و گفت : آن چه ما در آن خوض مىكرديم ديدى هيچ چيزى سودمندتر از كلمات سبحان اللّه و الحمد للَّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر [ نبود ] ؟ « 170 » و اللّه اعلم .

باب چهارم در سبب اقبال خلق بر علم خلاف و تفصيل آفات مناظره و جدل ، و شروط و اباحت آن

( 1 ) بدان كه پس از پيغامبر - عليه السلام - خلافت به خلفاى راشدين رسيد و ايشان ائمه و علما بودند در معرفت حق تعالى ، و فقها در احكام او ، و مستقل به فتوى و قضا . و از فقها يارى نخواستندى مگر نادر و در واقعه‌هايى كه در آن از مشاورت چاره نبودى . پس علما به علم آخرت پرداختند و آن را متجرّد شدند ، و فتاوى و آن چه تعلق به احكام خلق دارد از دنيا از خود دفع كردند و به غايت مجاهده روى به خداى - عز و جل - آوردند ، چنان كه از سيرتهاى ايشان نقل شده است . و پس از ايشان چون خلافت به جماعتى رسيد كه آن را بىاستحقاق و استقلال به فتاوى و احكام تقلّد نمودند ، مضطر شدند به يارى خواستن [ از فقها ] و مصاحبت ايشان در همه احوال ، تا در مجارى احكام از ايشان فتوى خواهند . و از علماى تابعين بقيتى بودند كه بر طراز اول مستمر بودند ، و دين خالص را ملازم ، و بر سمت علماى سلف مواظب ، و چون ايشان را مىطلبيدند مىگريختند و روى مىگردانيدند : خلفا مضطر شدند به إلحاح در طلب ايشان ، تا قضا و حكومت بديشان مىدهند . پس [ 72 ] اهل آن روزگار عز علما ، و اقبال خلفا و واليان بر ايشان - با اعراض ايشان
هامش
( 168 ) متن عربى چاپهاى موجود در اينجا تمام مىشود . ( 169 ) خليل بن احمد فراهيدى ( 100 - 170 ه ) استاد در نحو و لغت و عروض . ( 170 ) اين بند در متن عربى و شرح زبيدى نيامده است .