تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
باشند ، و در نهايت دورى از ديگر مردمان . و بدين سبب ايشان را غربا خوانده است . و در خبر ديگر آمده است : هم المتمسّكون بما أنتم عليه اليوم . اى ، جماعتى كه تمسك ايشان بدان باشد كه شما امروز بر آنيد . و در حديث ديگر آمده است : الغرباء ناس قليل صالحون بين ناس كثير ، من يبغضهم [ في الخلق ] اكثر [ ممّن ] يحبّهم . اى ، اندك و پارسا باشند ميان بسياران ، كه دشمن ايشان بيش از دوست بود . و اين علمها كه تحرير افتاد امروز غريب شده است ، تا به حدى كه ذاكر آن را دشمن مىدارند . و از براى آن ثورى گفت : چون عالمى را بسيار دوست بينى بدان كه مخلّط است ، چه اگر حق بگويد وى را دشمن گيرند .

بيان مقدارى كه ستوده است از علمهاى ستوده

( 1 ) بدان كه علم بدين اعتبار سه قسم است : قسمى اندك و بسيار آن نكوهيده است ، و قسمى اندك و بسيار آن ستوده ، و هر چه بيشتر بود نيكوتر و فاضل‌تر ، و قسمى قدر كفايت از آن ستوده است ، و زيادت از آن و استقصاى در آن نكوهيده . و او چون حالهاى تن است كه بعضى از آن ، اندك و بسيار آن ستوده است ، چون صحت و جمال ، و بعضى اندك و بسيار آن نكوهيده ، چون زشتى و بدخويى ، و بعضى ميانه روى در آن ستوده است ، چون بدل مال ، چه اسراف نكوهيده است اگر چه بذل است ، و چون شجاعت ، چه تهور ناستوده است اگر چه از جنس شجاعت است . پس علم همچنان است . قسمى كه اندك و بسيار آن نكوهيده است كه در او فايدهء دينى و دنياوى نيست ، يا زيان او بيش از سود است ، چون علم جادوى و طلسم و نجوم ، كه بعضى از آن اصلا بىفايده است ، و صرف عمر - كه نفيس‌ترين بضاعتى است - در آن اضاعت است ، و اضاعت نفايس نكوهيده است ، و بعضى زيان [ آن ] بيش از آن چيز است [ كه ] پندارى به دو حاصل شود ، از روا شدن حاجتى در دنيا ، چه آن به اضافت زيانى كه از آن حاصل شود از حساب نتوان [ 67 ] گرفت . و اما قسمى كه غايت مبالغت و نهايت استقصا در آن ستوده است معرفت حق تعالى است ، و صفات و افعال او ، و سنت او در خلق ، و حكمت او در ترتيب آخرت بر دنيا ، چه آن علمى است كه مطلوب است براى ذات او ، و براى آن كه سعادت آخرت به دو توان يافت . و بذل مقدور تا غايت وسع و غايت طاقت در آن قصور است از حد واجب ، كه آن دريايى است كه غور آن در نتوان يافت . و گرديدن گردندگان نيست جز در سواحل و اطراف آن ، به قدر آن چه ايشان را ميسر