و من منعها أهلها ظلم ، انّ للحكمة حقّا و انّ لها اهلا ، فأعط كلّ ذى حقّ حقّه . هر كه حكمت به نااهل دهد جاهل باشد ، و هر كه از اهل باز دارد ظالم بود ، حكمت را حقى است و آن را اهلى ، پس حق هر مستحقى به وى بايد داد .
و اما طامات آن چه در شطح گفتيم در آن هم داخل است ، و كارى ديگر است كه به طامات مخصوص است ، و آن [ گردانيدن ] ألفاظ شرع است از ظاهرهايى كه از آن مفهوم شود به كارهاى باطن كه از آن در فهم نيايد ، چنان كه باطنيان در تأويلات كنند . و اين نيز حرام است و زيان آن بزرگ . چه ألفاظ چون از مقتضى ظواهر آن گردانيده آيد ، بىحجتى كه از صاحب شرع نقل شود ، و بىضرورتى كه داعى آن باشد از دليل عقل ، اعتماد از ألفاظ برخيزد ، و منفعت كلام خداى و پيغامبر او ساقط گردد . چه آن چه در فهم سابق باشد بر آن وثوقى نماند ، و باطن مضبوط نيست ، بل خواطر در آن متعارض باشد ، و بر وجههاى مختلف حمل توان كرد . و اين نيز از بدعتهاى شايع است كه ضرر آن عظيم است ، و مقصود اصحاب آن ، چيزى غريب آوردن است .
چه نفسها سوى غريب مايل باشد و از آن لذت يابد . و اين طريق باطنيان وسيلت هدم شريعت ساختهاند ، به تأويل ظواهر و تنزيل آن بر رأى خود ، چنان كه در كتاب مستظهرى ، كه در رد باطنيان [ 64 ] تصنيف شده است ، از مذهب ايشان حكايت كردهايم .
و مثال تأويل اهل طامات قول بعضى از ايشان است در تأويل قول خداى - عز و جل :
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى
« 145 » ، كه اين اشارتى است به دل او ، و مراد از لفظ فرعون اوست ، و او طاغى است بر هر آدميى . و در تأويل الق عصاك ، اى ، كل آن چه بر آن تكيه دارى و اعتماد كنى ، بجز حق تعالى ، بايد كه آن را بيندازى . و در قول پيغامبر - عليه السلام - تسحّروا فانّ في السّحور بركة . « 146 » كه مراد از اين استغفار است در سحرگاه . و امثال آن ، تا به حدى كه جملهء قرآن را از اول تا به آخر مىبگردانند از ظاهر آن ، و تفسيرى كه از عبد اللَّه عباس و ديگر علما نقل شده است .
و بطلان بعضى از اين تأويلات به طريق قطع دانسته مىشود ، چنان كه تنزيل فرعون بر دل ، چه فرعون شخصى محسوس بود كه وجود او ، و دعوت موسى وى را ، به طريق تواتر به ما رسيده است ، چون بو لهب و بو جهل و غير ايشان از كافران ، و نه از جنس ديوان و فريشتگان و آن چه به حس در نتوان يافت تا تأويل را به ألفاظ آن راه بود ، و همچنين حمل « تسحّر » بر استغفار ، چه
هامش
( 145 ) طه 20 - 24 .
( 146 ) سحرى خوريد زيرا در سحرى خوردن بركت است .