خود تمهيد كنند ، و حجت آرند كه چنين و چنين از بزرگان حكايت كردهاند ، و همگنان در صدد معصيتيم . « 139 » پس عجب نيست از معصيت من ، كه آنان كه از من بزرگترند معصيت كردهاند . و بدين سبب ايشان را دليرى حاصل شود [ بر ] حق تعالى از آن جا كه ندانند ، و پس از احتراز از اين دو محذور در آن باكى نباشد . و از اينجا توان دانست كه قصههاى ستوده آن است كه در قرآن و اخبار صحاح آمده است .
و از مردمان كسى هست كه وضع حكايت [ ها ] كه در طاعت رغبت افزايد روا دارد ، و گويد كه مقصود از اين ، دعوت خلق است به حق . و اين سخن از نزغات « 140 » شيطان است ، چه در صدق ، آن وسعت هست كه به دروغ حاجت نباشد . و در آن چه خداى و [ 61 ] پيغامبر وى گفتهاند بىنيازى است از اختراع در وعظ . و چگونه بر اين جمله نباشد كه به تكلف سجع كراهيت داشتهاند ، و آن را از خويشتن آرايى شمرده . و سعد بن ابى وقاص گفت پسر خود عمر را ، در آن حال كه از وى حاجتى مىخواست و آن را به سجع تقرير مىكرد : اين سجع آن است كه تو را بر من مبغوض مىكند ، هرگز حاجت تو روا نكنم . و پيغامبر - عليه السلام - گفت عبد اللّه رواحه را چون سه كلمه سجع شنيد از وى : ايّاك و السّجع يا ابن رواحه ! اى ، بپرهيز از سجع ! و سجع محذور متكلف آن بودى كه از دو كلمه زيادت شدى . و براى اين چون مردى در إبطال ديت چنين گفت :
كيف ندى من لا شرب و لا أكل و لا صاح و لا استهلّ و مثل ذلك يطلّ . اى ، چگونه دهيم ديت كسى كه آب و نان نخورد ، و بانگى نكرد ، و اين چنين خون هدر شود ، پيغامبر فرمود : أسجع كسجع [ الكهّان ] ! اى ، سجع [ مىگويد ] چون سجع كاهنان ! ؟
و اما اشعار تكثير آن در مواعظ نكوهيده است . قال اللّه تعالى :
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ، أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ
« 141 » ؟ و قال :
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ
. « 142 » و بيشتر اشعار كه معتاد مذكّران شده است شعرهايى است كه در آن ذكر عشق و صفت جمال معشوق و راحت وصال و درد فراق است . و اهل مجلس جز عاميان جلف نمىباشند ، و باطنهاى ايشان به شهوتها مشحون است و دلهاى ايشان از التفات به صورتهاى خوب خالى نيست ، و اشعار نجنباند از دلهاى ايشان مگر آن چه در آن نهفته است . پس آتش شهوت در ايشان افروخته شود ، و نعرهها زنند و وجدها نمايند .
هامش
( 139 ) با معصيت روبرو هستيم .
( 140 ) نزغات ، وسوسههاى شيطانى .
( 141 ) شعراء 26 - 224 و 225 .
( 142 ) يس 36 - 69 .