تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
بر عبد اللّه مبارك ذكر بو حنيفه رفت ، گفت : مردى را ياد مىكنيد كه كل دنيا بر وى عرضه داشتند ، او از آن بگريخت . و محمد شجاع روايت كرده از بعضى ياران وى كه بو حنيفه را گفتند كه امير المؤمنين ابو جعفر تو را ده هزار درم فرموده است ، بو حنيفه بر آن رضا نداد . سپس در روزى كه توقع آوردن مال بود ، نماز بامداد بگزارد و جامه در سر كشيد ، هيچ سخن نگفت . كس حسن قحطبه مال بياورد ، و بر وى در رفت ، او با وى هيچ سخن نگفت . آن كس كه حاضر بود بر سبيل تمهيد عذر گفت كه سخن نمىگويد مگر كلمه‌اى پس از كلمه‌اى ، عادت او كم سخنى است . پس گفت : اين بدره در زاويهء خانه بنهيد . پس از آن بو حنيفه در متاع خانه وصايت فرمود ، و پسر را گفت كه چون مرا وفات باشد و از دفن من فارغ شويد ، اين بدره بر حسن قحطبه بر ، [ و بگو ] كه اين وديعت تو است كه بر بو حنيفه بود . پسرش گفت كه من آن من بكردم ، حسن گفت : رحمت خداى - عز و جل - بر پدرت بادا كه او دين خود را نيك عزيز داشتى . و آمده است كه وى را تقلّد قضا فرمود ، گفت : من آن را نشايم . گفتند : چرا ؟ فرمود كه اگر راست گفتم ، پس من آن را نشايم ، و اگر دروغ گفتم ، دروغزن قضا را نشايد . و اما علم او به كارهاى آخرت و راههاى دين ، و معرفت او به حق تعالى : دليل آن نيك ترسيدن اوست از خداى - عز و جل - و زهد او در دنيا . ابن جريج گفت : از اين كوفى شما - نعمان ثابت - به من چنين رسيد كه او را از حق تعالى ترسى عظيم است . و شريك نخعى گفت : بو حنيفه بسيار صمت ، پيوسته فكرت ، اندك سخن بود . مصنف گفت : اين از ظاهرترين علامات است بر علم باطن ، و مشغولى به مهمات دين ، كه هر كه خاموشى و زهد يافت كل علم يافت . و اين احوال ائمهء ثلاثه است . و اما احمد حنبل و سفيان اتباع ايشان از اتباع اين بزرگان كمترند - و سفيان كم تبع‌تر از احمد است - و لكن شهرت ايشان به ورع و زهد ظاهرتر است . و كل اين كتاب به حكايات افعال و اقوال ايشان مشحون است ، و به تفصيل آن اينجا حاجت نيست . پس در سيرت اين ائمه بنگر ، و انديشه كن كه اين احوال و اقوال و اعمال در ترك دنيا و تجرد براى حق تعالى ، ثمرهء تجرد علم است به فروع فقه ، از سلم و اجارت و ظهار و لعان ، يا ثمرهء علمى ديگر است از آن عالىتر و شريف‌تر . و بنگر كه اينان كه دعوى اقتدا مىكنند بديشان صادق‌اند در دعوى يا نه . و اللّه