تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
احتراز نكند كه نه به عقل ممتّع باشد ، و در پيرى از آفت خرف مصون . « 101 » و اما زهد او در دنيا دليل بر آن آن است كه روايت كرده‌اند كه امير المؤمنين مهدى از وى پرسيد كه تو را سرايى هست ؟ گفت : نه ، و لكن در اين باب بر تو حديثى روايت كنم : از ربيعهء ابو عبد الرحمن شنيدم « 102 » كه نسب مرد سراى اوست . و هارون رشيد هم پرسيد كه سراى دارى ؟ گفت : نه . سه هزار دينار به وى داد و گفت : بدين ، سراى بخر . او آن را بستد و در هيچ وجهى خرج نكرد . و چون هارون حركت خواست فرمود ، وى را گفت : بايد كه با ما مصاحبت كنى كه عزم آن را دارم كه مردمان را بر موطّأ حمل كنم ، چنان كه عثمان بر قرآن حمل كرد . اى ، همگنان را الزام نمايم تا بر احاديث مؤطّأ اقتصار كنند ، و احاديث ديگر را كه مخالف آن باشد بگذارند ، چنان كه عثمان الزام كرد تا بر آن پنج مصحف كه نبشتن فرموده بود به اتفاق صحابه اقتصار نمايند ، و مصاحف ديگر كه بعضى از ألفاظ آن مخالف اين پنج مصحف بود بسوخت . و موطأ كتابى است كه مالك در احاديث پيغامبر تصنيف كرده است ، و در غايت صحت است . مالك فرمود : حمل كردن بر موطّأ روا نباشد ، بدانچه اصحاب پيغامبر - عليه السلام - پس از وى در شهرها متفرق شدند و حديث روايت كردند . پس در هر شهرى علمى باشد . و پيغامبر فرموده است [ 48 ] كه اختلاف امّتى رحمة . « 103 » و اما مصاحبت من با تو هم نتواند بود ، چه پيغامبر فرموده است : المدينة خير لهم لو كانوا يعلمون . « 104 » و گفت : المدينة تنفى خبثها كما ينفى الكير خبث الحديد . اى ، مدينه بدى آن را دفع كند چنان كه دمهء آهنگر ريم آن را . و اينك دينارهاى شما به رمّت « 105 » كما هي بر جاى است ، خواهيد بستانيد ، خواهيد بگذاريد . اى ، به تكليف مفارقت مدينه بدان مىكنى كه در حق من نكويى كرده‌اى ؟ من دنيا را بر مدينهء پيغامبر اختيار نكنم . پس زهد مالك در دنيا بر اين جمله بود ، و چون به سبب اشتهار علم و انتشار اصحاب وى ، مالهاى بسيار از اطراف دنيا بر وى آوردند ، در وجوه خير تفرقه كرد . و سخاى او دليل زهد و قلت دوستى اوست دنيا را . و زهد نبودن مال نيست ، بلكه زهد فارغ بودن دل است از دوستى
هامش
( 101 ) در نسخهء مجلس : « و مالك گفت هيچ مردى نيست كه در حديث خود صادق باشد و از دروغ احتراز كند مگر به فضل وى به عقل خود ممتّع باشد و در پيرى از آفت خرف مصون بود . » كه با متن هم معناست . ( 102 ) ربيعة بن أبو عبد الرحمن . ( 103 ) اختلاف امت من رحمت است . ( 104 ) مقيم شدن در مدينه براى ايشان ( اصحاب رسول ) بهتر است اگر مىدانستند . ( 105 ) به رمّت ، همگى بجملگى .