25 سورانوس 2028
سورانوس افسوسى ، كه بيش از همه به سبب اثرش « دربارهى بيمارىهاى زنان » شهرت دارد در نيمهى اول ق 2 م در رم مىزيست . ابن نديم دربارهى موطن اصلى وى چيزى نمىدانست ، هرچند حنين دربارهى او اطلاعات دقيقى داشت و وى را يكى از هواداران مكتب روششناسى ( متوديك ) مىشمارد ( نك : ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 101 ) . ابن نديم ترجمهى عربى كتاب سورانوس را دربارهى تنقيه مىشناخته است . حنين تفسير وى را بر كتاب بقراط دربارهى ماهيت جنين ، كه تا آن زمان به جالينوس منسوب بود ، كشف و به استثناى قسمتهايى معدود از آن به عربى ترجمه كرد . اين تفسير ظاهرا فقط در ترجمهى عربى باقى مانده است .
منابع : اشتاين اشنايدر ، 486 - 485 ؛ گورلت ، تاريخ جرّاحى ، 1 / 407 - 400 ؛ نويبورگر ، 1 / 344 - 343 ؛ سارتن ، 1 / 283 - 282 ؛ كيند ، در :
III A , Realenzy .
، 1 ، 1927 م ، 1130 - 1113 .
آثار :
1 . تفسير بر كتاب بقراط دربارهى ماهيت جنين ( كتاب الأجنة ) .
نك : پيش از اين ، ص 69 .
[ 138 ] 2 . كتاب الحقّن [ 4926 ]
كتابى دربارهى تنقيه ، احتمالا قسمتى است از كتاب ، كه به صورتى مرتب داروهايى را كه در پرستارى بيمار كاربرد دارند و فصلى هم از آن مربوط به تنقيه است معرفى مىكند .
اين كتاب يا به عبارت ديگر بخشى از مجموعهى اين اثر را اوستاتيوس به عربى ترجمه و حنين ويرايش كرده است .
رازى بدون ذكر عنوان كتاب از آن در الحاوى ، 19 / 422 ، 437 ، نقل قول مىكند .
26 آرخيگنس 2029
آرخيگنس از اهالى آپاميا در سوريه ، در نيمهى اول ق 2 م در رم مىزيست و به مكتب التقاطيون تعلق داشت . به نظر چنين مىآيد كه آثار او تازه در ق 3 ه / 9 م در اختيار عربها قرار گرفته باشد .
قديمترين پزشكان عرب احتمالا تنها از راه نقلقولهايى از منابع خود با او آشنا بودهاند . اسحاق بن حنين و ابن جلجل از او نام نمىبرند . ابن نديم مىدانسته كه آرخيگنس سالخوردهتر از جالينوس بوده و ابن ابى اصيبعه ( 1 / 34 ) به وضوح ترجمههايى از سه اثر او را نام مىبرد : كتاب اسقام الارحام و علاجها ، كتاب طبيعة الانسان ، كتاب في النقرس . پزشكان عرب پيش از ميانهى ق 3 ه / 9 م از طريق نوشتههاى جالينوس مىدانستند كه او ( جالينوس ) در اثرى كه دربارهى شناخت بيمارىهاى اعضاى درونى بدن نوشته ، آرخيگنس را مورد انتقاد قرار داده است ( نك : حنين ، ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 15 ) و كتابى دربارهى نبض در ردّ تعاليم آرخيگنس تأليف كرده است ( نك : همان ، ش 67 ) .