22 هراس 2025
هراس اهل كاپادوكيه بود و در قرن اول ميلادى مىزيست . تذكرهنويسان عرب نام وى را ذكر نمىكنند . رازى در 21 جلد الحاوى كه تاكنون منتشر شده احتمالا از او به صورتهاى تصحيفشدهى « هوادس » ( 1 / 40 ) ، « هراوس الحكيم » ( 1 / 60 ) ، « كتاب هرادس » ( 3 / 81 - 80 ) در سه موضع نقل قول مىكند . احتمالا رازى اثر هراس را به نام ( جعبهى دارو ) از طريق جالينوس مىشناخته است .
منابع : پوشمان / نويبورگر / پاگل ، 1 / 314 ؛ نويبورگر ، 1 / 323 .
23 ديوسكوريدس 2026
ديوسكوريدس ، مؤلف اثر مشهور ، از اهالى عين زربى در كيليكيه بود و در نيمهى دوم قرن نخست ميلادى مىزيست . دانشمندان عرب اين پزشك نظامى جهانديده را « دياسقوريدس السائح » يا « الشجّار » ( گياهشناس ) مىناميدند . همچنين مىدانستند كه كسان ديگرى از پزشكان يونانى همچنين نامى داشتهاند ، و به همين علت او را دياسقوريدس اول مىناميدند ( ابن ابى اصيبعه ، 1 / 34 ) ؛ مثلا ابن ابى اصيبعه ( 1 / 103 ) كسى را هم به نام دياسقوريدس الكحّال مىشناسد .
پزشكان ، داروشناسان ، گياهشناسان و كيمياگران قديمتر عرب ظاهرا ديوسكوريدس و اثرش را نمىشناختهاند . مثلا جابر ، جاحظ ، كندى يا ابو حنيفهى دينورى هيچكدام چيزى دربارهى او نمىدانند .
اين پديده را چنين مىتوان توجيه كرد كه اثر ديوسكوريدس به احتمال بسيار نزد سورىها و ايرانيان پيش از اسلام انتشار نداشته است . ترجمه از زبان يونانى توسط استفان ، پسر باسيليوس [ اصطفن ابن باسيل ] شايد نخست به سريانى و بعد به عربى صورت گرفته باشد . بههرحال ، حنين ناگزير از تصحيح ترجمه بوده است ؛ استفان بسيارى از نامهاى يونانى را فقط به خط عربى به دست داده بود ( نك : اشتاين اشنايدر ، در :
Virchow's Archiv
، 124 / 1891 م / 82 - 481 ؛ قس : دوبلر ، در :
EI 2
، 2 / 349 ) .
تازه در نيمهى دوم ق 3 ه بود كه كتاب ديوسكوريدس در محافل دانشمندان عرب مطرح شد و در ق 4 ه چند ويرايش از آن صورت گرفت . جديدترين تفسير از ابن بيطار ( د : 646 ه / 1248 م ) است كه به 4 قسمت نخست اثر اصلى مربوط مىشود و حدود 550 دارو را در بر مىگيرد .
اين واقعيت « كه دو كتاب ضميمهشده به اثر اصلى دربارهى سموم و حيوانات سمى ( كتاب السموم و كتاب في الحيوان ذوات السموم ) فقط منسوب به ديوسكوريدس بودند مطلبى است كه ابن نديم از آن خبر داشته است . . . » . به گفتهى او اين دو كتاب توسط حنين يا شاگردش حبيش به عربى ترجمه شده بودند ( نك : ابن نديم ، 293 ؛ مايرهوف ، در :
Quell . u . Stud . Gesch . d . Nat .
، 3 / 1933 م / 281 ) .