18 / بشر بن معتمر / 2245
اين عالم معتزلى ( د : 210 ه / 825 م ، نك : تاريخ نگارشهاى عربى ، 1 / 896 ) حد اقل دو شعر تعليمى دربارهى جانوران خزنده گفته كه از جمله مآخذ جاحظ به شمار مىروند . جاحظ به خصوص بر اهميت اين اشعار از نظر جانورشناسى تأكيد مىكند و تفسيرى دراز بر آنها مىنويسد .
منابع : الحيوان ، 6 / 297 - 283 ، شرح ، همان ، 442 - 297 ؛ فان فلوتن ، « فيلسوف طبيعى عرب در قرن نهم » « 1 » ، همانجا ، ص 24 .
19 / نظّام / 2246
ابو اسحاق ابراهيم بن سيار ( د : بين 220 ه / 835 م و 230 ه / 845 م ، نك : تاريخ نگارشهاى عربى ، 1 / 900 ) معتزلى و حكيم طبيعى مشهورى بود . از آراء او در باب حكمت طبيعى ، جاحظ بعضىها را كه به رشتههاى جانورشناسى مربوطند براى ما حفظ كرده است . از بعضى مطالب موجود در كتاب الحيوان برمىآيد كه نظّام از تجربههاى علمى به معنى ناب كلمه آگاهى داشته است . توجه به اهميت يكى از آزمايشهاى علمى نظّام از دستاوردهاى پارت به شمار مىرود . موضوع بر سر تجربههايى است در اين باب كه معلوم كند و توضيح دهند كه آيا شترمرغ سنگريزه مىخورد و آن را در معده هضم مىكند يا نه « 2 » . در مورد اعتقادات نظّام نك : الحيوان ، 1 / 235 ، 281 ، 365 ؛ 2 / 154 - 153 ،
هامش
( 1 ) ." Ein arabischer Naturphilosoph im 9 . Jahrhundert ". ( 2 ) . رودى پارت ، « نظّام تجربهكار »( " an - Naz ? z ? m als Experimentator " )، در :Islam، 25 / 1939 م / 33 - 228 ) . پارت پس از ترجمهى متن به مواضع مشابه آثار جانورشناسى قرون وسطايى اشاره مىكند و تجربهى نظّام را با آزمايشى شبيه آن از طرف آلبرتوس ماگنوس( Albertus Magnus )، د :
1280 م ) مىسنجد . پارت دربارهى نتايج اين سنجش خود كه از نظر تاريخ علوم طبيعى عربى بسيار اهميت دارد چنين مىگويد : « آلبرتوس ماگنوس - اگر به روش علمى قضاوت كنيم - از اين فراتر مىرود . وى نسبت به موضوع تحقيق خود كه آن را فقط از طريق روايت مىشناسد ، موضعى انتقادى اتخاذ مىكند و چندين بار آن را مىآزمايد ، آن هم هربار با نتيجهاى منفى ، و آنگاه آن را به صراحت ولى بىتفسير به آگاهى مىرساند .
البته نمىخواهم آن را ، آنطور كه گوستاو روته( Gustav Roethe )به صورت ضمنى در مورد از والد فن ولكنشتاين( Oswald von Wolkenstein )مىگويد ، تجربه قلمداد كنم ، - حد اقل نه تجربه به معناى دقيق رايج آن در علوم طبيعى . در عوض به گمان من روش مشاهدهاى كه نظّام در گزارش نامبرده از طرف جاحظ به كار مىبرد ، داراى آن خصوصياتى است كه يك تجربهى علمى را از بازآزمايى خشكوخالى مطلبى متمايز مىسازد . اين دانشمند عرب كار را از اين واقعيت آغاز مىكند كه شترمرغ بدون زيان ديدن زغال داغ را مىخورد و حال ، او آزمايش خود را با سنگ داغ انجام مىدهد ، درحالىكه پيشاپيش نمىداند كه معدهى شترمرغ مىتواند آن را تحمل كند ، زيرا كه به گمان او گرما در سنگهاى داغ بهتر از زغال چوب سبك جاىگير مىشود . پس از اينكه شترمرغ سنگهاى داغى را كه جلو او انداختهاند بر خلاف انتظار مىبلعد و -