تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
وجود داشته به مآخذ ديگرى تكيه مىكند « 1 » . 4 درجه و تقسيمات فرعى با يكديگر چنين تناسب‌هايى دارند ، 1 : 3 : 5 : 8 . شدت تركيبات دارويى طبق اين نسبت‌ها تعيين مىشود . براى ديگر جزئيات مربوط به اين نظريات بايد به كراوس مراجعه كرد ( 2 / 199 - 189 ) . در آثار كندى هم با نظامى مشابه روبه‌رو مىشويم ( نك : پس از اين ، ص 322 ) ، ولى وى درجه‌ى تأثير دارو را بر پايه‌ى نسبت‌هاى هندسى قرار مىدهد . بدين‌سان ، اين نسبت‌ها در نزد او ، هم‌چون جابر 1 : 3 : 5 : 8 نبوده ، بلكه 2 : 4 : 8 : 16 بوده است . هنوز بايد بررسىهايى صورت گيرد تا روشن شود كه آيا كندى در نظام قوت داروها از جابر الهام گرفته است يا پيشگامى ديگر از اقوام هلنى شده داشته است . به گفته‌ى خود جابر در فهرست آثارش وى ح 500 رساله‌ى پزشكى تأليف كرده است ( نك : ابن نديم ، 357 ، س 27 ) . از اين شمار بسيار ، فقط چند عنوان كتاب و يك اثر پزشكى مستقل درباره‌ى سموم به دست ما رسيده است . در ميان آثار يونانيان و عرب‌ها اين كتاب مفصل‌ترين و پرمحتواترين شرح و وصف زهرشناسى است كه مىشناسيم . اين كتاب ، صرف‌نظر از تعريف ، نام‌ها ، انواع مختلف ، ميزان تجويز ، تركيبات سموم ، شامل نظريه‌هاى خالص پزشكى و درمان نيز هست . مثلا در فصل اول « كالبدهاى جانوران ، اصول قواى چهارگانه در آن‌ها ، روابط آن‌ها با داروهاى مسهل و داروهاى مرگبار » مطرح شده است . در همان فصل اين امكان براى ما فراهم مىشود كه به تفصيل با نظريه‌هاى جابر در زمينه‌هاى فيزيولوژى و آسيب‌شناسى كه در آثار مختلف او پراكنده‌اند آشنا شويم . در اينجا يكى از مسائل عمده كه از سوى جابر مطرح شده ، يعنى كيفيت دگرگونى طبائع و مايعات تشكيل‌دهنده‌ى بدن موجودات زنده ، بيان مىگردد . جابر در فصل چهارم بار ديگر برداشت كلى خود را از پزشكى عرضه مىدارد - كه در قياس با مطالب مشروح مذكور در كتاب الاخراج ، كه از كتب اوليه‌ى او بوده و حاكى از تحول و پيشرفت مهمى است و مىتوان آن را يكى از دقيق‌ترين تعريف‌ها درباره‌ى روش پزشكى عربى دانست - « هرگاه كسى آنچه را كه پيش از اين درباره‌ى فوايد اين فصل و اهميت بسيار آن گفتيم به ياد داشته باشد ، بداند كه اين فصل نتيجه‌ى نهايى تأثيرات داروها و ادويه را در بر دارد و اينكه هركه آن را بياموزد و در آن علم بصيرت يابد و ماهيت آن را دريابد علم به خصوصيات طبيعت و ذات همه‌ى موجودات پيدا مىكند و تأثيرات متقابل آن‌ها را مىآموزد ، پس فوايد دنياى موجود در اينجا ( در اين فصل ) جمع است ، يعنى : دارو پس از شناخت بيمارى مىآيد ؛ تحقيق در بيمارى نخستين اصل مورد تقاضاست و از بررسى آن آخرين فايده - يعنى درمان بيمارى كه هدف غايى فن طبابت است - حاصل مىشود . چون طبابت از جمله فنونى است كه از نظريه و عمل تشكيل شده ، پس اين هنر به اين دو قسمت تقسيم مىشود ، يعنى نظريه و عمل . در اينجا ضرورت دارد كه قسمت نظرى بر قسمت عملى پيشى گيرد ؛ زيرا هيچ عملى نيست كه نظريه بر آن مقدم نباشد ، با صرف‌نظر از درجه‌اى كه بقراط درباره‌ى آن‌ها امر و نهى كرده است ، يعنى از آزمون . زيرا آزماينده ( تجربه‌كننده ) قبل از نتايجى كه از آزمايش حاصل مىشود از
هامش
( 1 ) . همان ، 2 / 194 - 193 .
تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 286 | فؤاد سزگين / مؤسسه نشر فهرستگان