تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
كه منحصرا بر احساس يا لمس استوار است متكى باشد . حتى هنگامى كه تمام اندام‌هاى حسى در امر دريافت مشاركت داشته باشند ، نمىتوان طبع غالب يا كم‌ترين درجه‌ى شدت آن را در يك ماده به دقت تعيين كرد . « پزشكان عهد عتيق به اين اكتفا مىورزيدند كه در يك مقوله‌ى منحصربه‌فرد داروهايى تجويز كنند كه در همان درجه و مربوط به همان طبع اصلى باشند ولى تجربه نشان مىدهد كه داروها به هيچ وجه نيرويى يكسان ندارند ، بلكه برحسب تأثيرشان از يكديگر متفاوتند ، زيرا دارويى با نيرويى كم‌تر كه به مقدار زياد جذب شده ، تأثيرى مشابه با دارويى قوىتر دارد كه به مقدار كم‌تر جذب شده است . بين داروهايى در درجه‌ى سوم گرمى فقط يك درهم « فربيون »
( Euphorbia )
درست با دو درهم « سقمونيا »
( Skammoniawinde )
، 10 درهم « تربد »
( Turpethwindo )
با 20 درهم « غاريقون »
( Polyporus officinalis Fries )
برابر است . مثالى ديگر : نيم درهم « شحم الحنظل »
( Koloquinthe )
برابر است با دو درهم « الهليلج الكابلى »
Kabulischem Myrobalan ) ( ? Terminalia chebula
، دو درهم « افيثيمون اقريطى »
( Kretischem Kuskuta )
برابر است با سه درهم « حب النيل »
( Pharbitis Nil )
. نسبت‌هايى از اين قبيل اين امر را ممكن مىسازند كه تناسب داروها را با يكديگر تا حدودى با دقت زياد معلوم كنيم و طبقه‌بندىهاى خيلى مبهم ارائه شده از طرف پزشكان عهد قديم را به صورتى دقيق‌تر به دست دهيم . بر پايه‌ى آنچه در كتاب البحث آمده است ، چند نفرى بوده‌اند كه سيستم خيلى دقيق تقسيمات فرعى هر درجه‌اى را معلوم داشته‌اند كه مورد تأييد جابر نيز بوده است . طبق اين سيستم هر « مرتبه » شمار معينى « درجه » و هر درجه « دقايقى » و هر دقيقه « ثانيه » هايى ، هر ثانيه « ثالثه » هايى ، هر ثالثه ، « رابعه » هايى و يك رابعه « خامسه » هايى را شامل مىشده است . هريك از درجات چهارگانه 7 تقسيم فرعى دارد و اين در مورد هريك از خواص اصلى صدق مىكند به نحوى كه روىهم‌رفته 4 * 7 * 4 - 112 حالت به وجود مىآيد » « 1 » . سرچشمه‌ى تقسيم‌بندى جابر ، دانش نجوم باستانى است . بر پايه‌ى اين نظام جابر مىكوشد به نتايج تقريبى تجربيات پزشكى يونانيان قطعيت علوم دقيقه را بدهد . وى براى اين نظريه كه به صورت ابتدائى خود در داروشناسى يونانى
هامش
- متعادل و توازن اخلاط و هماهنگى قواى موجود در آن‌ها بستگى دارد . . . » . جالينوس براى مبارزه با هر يك از طبائع كه در اندام بيمار از حد تعادل تجاوز مىكرد ، در تجويز داروهاى ضد آن‌ها ، درجه‌ى شدت هر يك را در نظر مىگرفت . « در درجه‌ى نخست شدت داروهايى سودمندند كه اثر آن‌ها به سختى احساس مىشود ، در درجه‌ى دوم شدت ، داروهايى كه اثر آن‌ها بر حواس اندكى شديدتر است ، در درجه‌ى سوم ، داروهايى كه اثر آن‌ها شديد و با اندك آسيبى نيز همراه است و در درجه‌ى چهارم ، داروهايى كه ويرانگر و نابودكننده‌اند » لانچ ، ابو يوسف يعقوب الكندى و اثرش . . .Abu Jusuf Jak ? ub Alkind i und seine ) ( Schrift , , De medicinarum compositarum gradibus''، لايپزيگ ، رساله‌ى دكترى ، 1920 م ، ص 5 - 4 . در مورد نظريه‌ى جالينوس نك : مجموعه آثار وى ، به اهتمام كوهن ، 13 / 73 - 572 ؛ كراوس ، 2 / 189 به بعد ؛ گوتيه ،Antecedents greco - arabes de la psychophysique، بيروت ، 1938 م ، 12 به بعد . ( 1 ) . كراوس ، 2 / 193 - 192 .