اصلى مورد نظر جالينوس - يعنى كبد ، قلب ، مغز - عضو چهارمى را مىافزايد : بيضهها « 1 » .
در مورد تشريح و فيزيولوژى چشم ظاهرا جابر از جالينوس پيروى مىكند . هفت غشاء و سه رطوبت را برمىشمارد . اصطلاحاتى كه به كار مىگيرد تا حدود زيادى با اصطلاحات حنين كه در كتابهايش دربارهى چشمپزشكى به كار برده شبيهاند « 2 » . كراوس بر مبناى اين فرضيه ، كه حنين اين اصطلاحات را وضع كرده ، معتقد است كه دليلى عليه اصالت آثار جابر به دست آورده است . « 3 » اما گمان ما اين است كه چنين فرضيهاى به حدّ كافى قانعكننده نيست ، زيرا - همان گونه كه ما مىخواهيم ثابت كنيم علوم عربى خيلى پيش از آنچه تاكنون تصور مىشد آغاز گرديده است و نيز اصطلاحات ترجمه پيش از حنين بن اسحاق به سطح بالايى رسيده بوده است ( در اين مورد نك : جلد 5 ) . دليلى را كه كراوس در اين مورد ارائه مىكند ، مبنى بر اينكه « قديمترين كتاب درسى چشمپزشكى كه پزشك مسيحى يوحنا بن ماسويه تأليف كرده » فقط از 4 غشاء و سه رطوبت خبر دارد و اصطلاحات يونانى را به دقت به خط عربى برمىگرداند ، بدين طريق مىتوان رد كرد كه ابن ماسويه به مأخذ خود وابسته است كه به احتمال بسيار زياد كتاب سورى بىنامى است ( نك : پيش از اين ، ص 42 - 41 ) . مايرهوف شباهت كامل ساختار و اصطلاحات در اين دو اثر را به اثبات رسانده است « 4 » .
نظريهى عالم صغير ، كه عنصر اساسى فلسفهى طبيعى جابر به شمار مىرود ، اهميت خود را در عرصهى پزشكى در همين نوشته - كه از آثار اوليهى اوست يعنى در كتاب الاخراج - نشان مىدهد . اين اصل كه به عنوان پزشك نيز بايد انسان را نه تنها در سازوارهى بدنى ، بلكه به عنوان نقشى از طبيعت و سراپاى جهان هستى در نظر گرفت در اينجا به صراحت تمام مورد تأكيد قرار گرفته است . 4 عضو اصلى مذكور در فوق مغز ، قلب ، كبد و بيضهها نمايندهى 4 عنصر عالمند : آب ، آتش ، هوا و خاك « 5 » .
نظريهى جالينوس دربارهى بيمارىها ، كه جابر آن را در نوشتهى پيشين خود كتاب الاخراج پذيرفته ، در صورتى اغلب ديگرگون شده ، يعنى پيشرفتهتر ، مبناى نظرى اثر بعدى وى يعنى كتاب السموم و بخش پزشكى كتاب البحث نيز قرار گرفته است . اما وى نمىخواهد بر نظام خاص جالينوس « 6 »
هامش
( 1 ) . متون ، ص 50 .
( 2 ) . نك : متون ، ص 58 - 57 ؛ حنين ، كتاب العشر مقالات في العين ، قاهره ، 1928 م ، ص 81 - 73 .
( 3 ) . در :Dritter Jahresbericht، 1930 م ، ص 30 - 29 .
( 4 ) . در :Islam، 6 / 1915 م / 259 - 258 .
( 5 ) . متون ، ص 50 .
( 6 ) . « هستهى اصلى نظريهى بيمارىشناسى جالينوس ، همان نظريهى كهنتر بقراط ، يعنى آسيبشناسى اخلاط يا نظريهى امزجه است كه البته جالينوس آن را قدرى بسط داده است . در نظريهى جالينوس به جاى 4 عنصر آتش ، آب ، هوا و خاك در آموزش امپدوكلس ، حكيم يونانى ، همراه با طبائع چهارگانهى اصلى متناظر با آن 4 عنصر ، يعنى گرما ، رطوبت ، خشكى و سرما ، كه در عين حال هم طبائع اصلى همهى اشياء گوناگون طبيعت و هم طبائع اصلى بدن انسان را تشكيل مىدهند ، 4 مايع يا 4 خلط اصلى ، يعنى خون ، صفرا ، سودا و بلغم ، هريك به عنوان نشانهى يك طبع معينى قرار مىگيرند . تندرستى يا سلامت مزاج به تركيب -