به علت آمدن فعل
« dixerunt »
به جاى
« dixit »
در ترجمهى لاتينى الحاوى
( Continens )
و فعل « قالت » بهجاى « قال » در متن عربى ابن بيطار ، لكلر معتقد شد كه سخن از پزشكان مدرسهى جندىشاپور خوزستان در ميان است . اشتاين اشنايدر هم در بسيارى از تحقيقاتش كوشيد كه اين مرجع تقريبا قديمى پزشكان عرب را بازشناسد . ضمن تحقيقى ( در :
Virchows Archiv
، 37 / 1866 م / 396 - 395 ) وى مانند لكلر اين نام را به خوزستان مربوط دانست . بعدها گمان برد كه مراد از آن سهل يا پسرش سابور ( نك : پس از اين ، ص 321 ) است ( نك :
Virchows Archiv
، 86 / 1881 م / 108 ) . سرانجام مايرهوف حدس لكلر را ، داير بر اينكه اين نقلقولها از خوزستانىهاست ، پذيرفت ( نك : « داروشناسى بيرونى » « 1 » ، همان ، ص 176 ) .
چاپ و انتشار متن عربى الحاوى به گمان من به ما اين امكان را مىدهد كه به احراز هويتى نزديك به حقيقت برسيم كه صحّت آن به كمك نقلقولهاى مندرج در آثار پزشكى عربى قديمتر ، كه به دست ما رسيده ، بايد مورد تحقيق قرار گيرد . اين نام در الحاوى مانند اغلب مآخذ ديگر « الخوز » ، و گاهى « الخوزى » است . اين ما را ناگزير مىكند « الخوزى » را نوعى تحريف قديمى بدانيم . در 21 جلد الحاوى كه تاكنون منتشر شده نقلقولها يا به صورت پياپى پس از نام « الخوز » ، يعنى بدون فعل آمده - همانطور كه اغلب اوقات رازى چنين مىكند ، يا پس از فعل « قالت » ( الحاوى ، 10 / 132 ؛ 16 / 96 ؛ 19 / 281 ، 289 ) . اين امر تا به حال اين تصور را ايجاد كرده كه صحبت از اهالى خوزستان در ميان است . اما رازى اين كلمه را هم گاهى با ساير مراجع توأما مىآورد ، به صورتى كه بايد پذيرفت ، وى مرجع خاصى را در نظر دارد ، مثلا آنگاه كه وى از « الخوز و ابن ماسويه و ابن ماسه » ، « ابن ماسويه » ، « الخوز » ، « الخوز و ابن ماسويه » ( الحاوى ، 11 / 16 - 15 ، 17 ؛ 9 / 144 ) ، « شرك و الخوز و ابن ماسويه » ( همان ، 11 / 58 ) ، « ابن ماسويه و ماسرجويه و الخوز » ( همان ، 11 / 63 ) ، « ماسرجويه و الخوز » ( همان ، 11 / 317 ) ياد مىكند . در موضعى ( همان ، 16 / 238 ) نقل قولى از رازى به وضوح تمام اين نكته را روشن مىكند ، كه منظور وى مرجع معينى است و نه يك گروه از مراجع ؛ او مىگويد : « الخوز و الطبرى قالا » ، يعنى اينكه هر دو ، خوز و طبرى گفتهاند . به اين دلايل بايد بپذيريم كه از « الخوز » يك شخصيت منحصر مورد نظر است كه مراد از آن - از فعل « قالت » چنين برمىآيد - يك پزشك زن است . اينكه آيا اين زن از اهالى جندىشاپور بوده ( بدون اينكه در اين مورد به ياد ارتباط نام او با خوزستان بيفتيم ) يا بانوى پزشكى از اهالى سوريه يا از عربهاى مسيحى ، نكتهاى است كه با معلومات امروزى خود نمىتوانيم آن را مشخص كنيم ، ولى فقط به گمان مىتوان گفت كه وى حد اكثر در ق 2 ه / 8 م مىزيسته است .
منابع و آثار : هنوز بايد نشان قطعات آثار او را در مآخذ بيشترى جست و در اهميت او در تاريخ پزشكى به تحقيق پرداخت . لكلر بهعنوان منابع مربوط به نقل قول از او كتابهاى ابن ماسويه ، سرابيون ، رازى ، ابن سينا ، ابن بيطار و تذكرهى سويدى را ذكر مىكند . سواى مواضع يادشده نقل
هامش
( 1 ) ." Drogenkunde des Ber u n ".