تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
مىگويد كه چرا و كى به پزشكى روى آورده است « 1 » و هدف غايى پزشكى چيست « 2 » . به ما مىگويد كه وى كتاب‌هايى در پزشكى در اختيار داشته ، « 3 » و از ميان آن‌ها خلاصه‌اى را درباره‌ى جنين و به وجود آمدن بدن انسان ذكر مىكند « 4 » . منابع : هم‌چنين نك : گرهارد كلينگه ، « برزويه ، پزشك مخصوص خسرو انوشيروان » « 5 » ، در : جشن‌نامه‌ى گيزه ( شماره‌ى مخصوص
Welt d . Islam
) ، 1941 م ، ص 151 - 140 .

62 / خوز / 2065

از خوز اغلب پزشكان ق 3 ه / 9 م مانند ابن ماسويه ، ابن سرابيون ، رازى و ديگران نقل قول مىكنند . اما مآخذ كتاب‌شناسى ما درباره‌ى او سكوت مىكنند . لكلر ( 1 / 277 ) اين نام را با يك نام ديگر ، الفائق ( نك : پيش از اين ، ص 238 ) ذكر مىكند ، اما نمىداند با آن‌ها چه كند . بر پايه‌ى ترجمه‌هاى لاتينى به اين نتيجه رسيد كه آن دو دست‌كم مرجع سرابيون و يحيى بن ماسويه بوده‌اند و روزگار آنان بايد حد اكثر در ق 2 ه / 8 م بوده باشد . چون او در مورد قديم‌ترين مآخذ خود فقط ناگزير به تكيه بر ترجمه‌هاى لاتينى بوده ، در آن هنگام چنين امكانى نداشته كه ابهامات را تا حدودى بر طرف سازد .
هامش
( 1 ) . « چون نوشتن آموختم پدر و مادر را سپاس گفتم و به علم روى آوردم . نخستين دانشى كه بدان رغبت يافتم طب بود كه با علاقه‌ى بسيار به فراگرفتن آن پرداختم . چندان‌كه اندك بهره‌اى از آن بردم ، فضيلت آن بشناختم و علاقه‌ى من بدان فزونى يافت و با رغبت بيشتر روى به آموختن نهادم . چون در اين دانش بدان‌جا رسيدم كه به درمان بيماران پرداختم نفس خويش را ميان 4 چيز ، كه تكاپوى اهل دنيا از آن نتواند گذشت ، مخيّر گردانيدم و با خود گفتم : براى شخصى مانند من و در چنين دانشى سزاوار چنان است كه از ميان اين 4 چيز يعنى وفور مال ، لذات حال ، ذكر ساير و ثواب باقى ، شايسته‌ترين را برگزينم و در اين اختيار چنين استدلال كردم كه علم طب نزديك همه‌ى خردمندان و در تمامى دين‌ها ستوده است و در نظر هيچ‌يك از اهل اديان ناپسند نيست » ( مقدمه‌ى برزويه‌ى طبيب بر كتاب كليله و دمنه ، ترجمه و شرح از نولدكه ، استراسبورگ ، 1912 م ، ص 11 ) . ( 2 ) . « و در كتب طب آورده‌اند كه فاضل‌تر پزشكان آن است كه بر معالجت از جهت ذخيرت آخرت مواظبت نمايد . پس بر آن شدم كه من نيز در اين كار پاداش آخرت طلب كنم و در پى مزد نكوشم ، و گرنه هم‌چون آن بازرگان باشم كه ياقوت خويش را كه مىتوانست با بهاى آن ثروت روزگار را به چنگ آورد ، در برابر خرمهره‌ى بىبهايى فروخت . . . . پس به اميد پاداش جهان باقى به درمان بيماران روى آوردم . هرجا بيمارى يافتم كه در وى اميد صحت بود به ياريش شتافتم و آن كسان را نيز كه در ايشان اميد صحت نبود ، اما كاستن از درد و رنج ايشان ممكن مىنمود ، بارى از دست ننهادم و در مداواى ايشان به جدّ كوشيدم ، هركس را توانستم به نفس خويش پرستارى كردم و آن‌كس را كه توان پرستارى او را نداشتم ، به راهنماييش پرداختم و داروهاى لازم را در اختيارش نهادم و از هيچ‌كس در برابر اين كارها مزد و پاداش نخواستم و بر هيچ‌يك از امثال خويش ، كه در دانش مانند من و در مال و جاه برتر از من بودند ، رشك نبردم » . ( 3 ) . نك : همان ، ص 12 - 11 . ( 4 ) . همان ، ص 15 ، 23 - 22 . ( 5 ) ." Burzoe , der Lebibarzt von Chosrow Anuschirwan " , in : Festschr . F . Giese.