53 / يربوقا / 2056
مؤلف كتاب السموم ، كه ابن وحشيه آن را ترجمه كرده ، اين نام را ذكر كرده است . اينكه آيا مؤلف از كتابى منسوب به يربوقا از زمانى نامعلوم به عنوان مبناى كار بهره جسته يا اينكه خود او اين نام را جعل كرده ، براى خود مسألهاى است . مهم اين است كه كتاب منسوب به يربوقا ظاهرا مربوط به مرحلهاى از تحول نگارش بوده كه مؤلف مواد و افكار متنوعى را از منابع مختلف توانسته است در كنار هم بگذارد و تركيب كند . شايد اين نوشته هم مانند ساير آثار « نبطى » كه ابن وحشيه ترجمه كرده از ق 5 م ، و محتملتر از ق 6 م باشد . خود ابن وحشيه اعتقاد داشت كه آثارى اصيل را در اختيار داشته كه تأليف مؤلفان تاريخى و بسيار كهن كلدانى هستند . خولسون ، اولين محقق جديد اين آثار « 1 » ، نيز در اين اعتقاد شركت دارد . اما ، در عوض ، ساير دانشمندان بر اين عقيدهاند كه يا ابن وحشيه خود جاعل بوده يا حتى اصلا چنين كسى وجود نداشته ، بلكه اين همه از ساختههاى ابو طالب احمد بن عبد الملك زيّات است كه خود را به عنوان راوى اين آثار معرفى كرده است . حال اينكه چگونه چنين تصورى از آثار ترجمهشدهى ابن وحشيه در اذهان ايجاد گرديده ، مطلبى است كه ما به هنگام بحث دربارهى كتابهاى « نبطى » ترجمهشدهى او به آن خواهيم پرداخت . اما اينكه نابسامانى تاريخى موجود در اين اثر منسوب به يربوقا ، كه در آثار مجعول مشابه هم ديده مىشوند و ربطى به دورهى اسلامى ندارند ، علت اصلى چنين تعيين تاريخى است ، نكتهاى است كه در بسيارى از مواضع كتاب حاضر مطرح شده است ( نك : سزگين ، 4 / فصل گياهشناسى ، ذيل مدخل كتاب كشاورزى نبطى ) .
مثلا خولسون متوجه نوعى نابسامانى تاريخى در تسميهى شهرها ، كشورها و قبايل و ملل گرديد و آنها را چنين توجيه كرد كه ابن وحشيه نامهاى قديمى را با نامهاى رايج زمان خود عوض كرده است « 2 » .
اثر مجعول يربوقا كه به نوبهى خود بىگمان از مآخذى قديمتر گرفته شده است ، به گمان ما توسط ابن وحشيه ترجمه و با بخشهايى از نوشتههاى مجعول ديگر و همچنين مقدمهاى پرمحتوا توأم گرديده است ( نك : پس از اين ، ص 411 ) .
بتينا اشتراوس پيش از اين ضمن تحقيقى كه در كتاب سموم شاناق كرده ، از اثرى كه ابن وحشيه ترجمه كرده سود جسته است . وى بر اين عقيده بود كه ابن وحشيه كتاب سموم شاناق را ويراسته و بر متن آن افزوده است ، ضمنا « آن مقدار از مطلب را كه اصل و منشأ كتاب را روشن مىكرده ( مثلا نام هندى گياهان ) » حذف كرده است ، « زيرا اين اسامى سرچشمهى كتاب را فاش مىكرده » و به جاى متن
هامش
( 1 ) . خولسون نخستين پژوهشگر جديد اين آثار نيست . پيش از او نيز كسانى ، از جمله كاترمر ، به بررسى اين آثار پرداختهاند . - ( مولوى ) .
( 2 ) . نك : خولسون ، بقاياى نوشتههاى بابلى قديم( berreste der altbabylon . Lit . )، ص 15 ، 121 .