51 كتاب پزشكى سريانى بىنام 2054
سخن بر سر متنى پزشكى به زبان سريانى است كه تقريبا به صورت كامل باقى مانده است ، نه مؤلف آن معلوم است و نه زبان اصلى آن را با اطمينان مىتوان تعيين كرد . مؤلف آن ، به گفتهى خودش ، در اسكندريه بيمارى را درمان كرده است . طبق اين گفته مىتوان فرض كرد كه اين اثر نخست به يونانى تحرير و سپس به سريانى ترجمه شده باشد . در مورد تعيين تاريخ تأليف آن حدسياتى كاملا دور از هم وجود دارد . در هر حال ، تاريخ تحرير آن نه قبل از ق 6 م و نه بعد از ق 8 م است ، زيرا مؤلف ناشناختهى آن از مؤلفانى سورى ، سرجس ( رأس عينى ) و اشليمن نقل قول مىكند ؛ اين اثر را يوحنا بن ماسويه « 1 » و على بن ربّن طبرى بسيار مورد استفاده قرار دادهاند « 2 » . اين واقعيت كه اين دو مؤلف اخير الذكر ، اين كتاب سريانى را كه به دست ما رسيده به مقدار زياد مورد استفاده قرار داده و حتى بخشهاى بزرگى از آن را نقل كردهاند ، شاهدى است بر اينكه وى ظاهرا شهرت و حيثيت زيادى بهخصوص نزد پزشكان سورى الاصل داشته است ، حدس مايرهوف كه ممكن است اين كتاب ترجمهى كتاب آهرون باشد ( نك : پيش از اين ، ص 236 ) ، كه چندان غير محتمل هم نيست ، بايد بر مبناى قطعات باقىماندهى كتاب باز بررسى شود .
بقراط ، ديوكلس ، آرخيگنس ، آندرونيكوس ، اسكلپيادس ، تئودوروس ، دموكريتوس ، ديوسكوريدس ، منستيوس ( ؟ ) ، فيلون ، فيلاگريوس ( ؟ ) ، پتولمائيوس و سوروس نيز از زمرهى مراجعى هستند كه نام آنها برده شده است ؛ مؤلف بهطور عمده از شيوهى بيان جالينوس پيروى مىكند « 3 » . در 20 فصل يا درس كه دو فصل از اول و چند فصل از آخر آن افتاده وى به تشريح ، نظريهى بيمارى ، بهداشت بدن انسان مىپردازد . قسمت دوم استفاده از نجوم در پزشكى ، قسمت سوم پزشكى عاميانه و قسمت پنجم چشمپزشكى را شامل است « 4 » .
استنباط مايرهوف ، كه در زير آن را نقل مىكنيم ، براى تاريخ پزشكى عربى بسيار مهم است :
« تشريح و فيزيولوژى چشم را مؤلف نسخهى باج كاملا شبيه يحيى بن ماسويه ، منتهى كوتاهتر وصف كرده است . او نيز از 7 غشاء ( كتّينى ، ) و سه رطوبت ( رطّيبوثى ، ) جالينوس اظهار اطلاع نمىكند ، بلكه فقط از عنبيّه ، قرنيه و ملتحمه اطلاع دارد كه براى مورد اخير اصطلاحى ذكر نمىكند ، بلكه تنها آن را با تور ماهيگيرى ( مصيتّا ) قياس مىكند . از شبكيه ، مشيميه ، صلبيه و همچنين غشاء عنكبوتى جالينوس اثرى نيست . از سه رطوبت ، از رطوبت سفيدهى تخممرغى خبرى نيست ؛ خلط زجاجى با شيشهى مذاب قياس مىشود و عدسى فقط به صورت يونانى خود ( قرستالّيدوس - ) ذكر و با يخ ( گليدا ) سنجيده مىشود » « 5 » .
هامش
( 1 ) . نك : مايرهوف ، همان ، ص 258 به بعد .
( 2 ) . نك : مايرهوف ،" c ? Al ibn Rabban at - Tabar "، در :ZDMG، 85 / 1931 م / 63 - 62 .
( 3 ) . مايرهوف ، در :Islam، 6 / 1915 م / 266 .
( 4 ) . همان ، ص 258 .
( 5 ) . همان ، ص 259 - 258 .