و مقدمهى برزويه بر كتاب كليله و دمنه به خوبى تشريح شده است « 1 » .
بررسى قديمترين تأثيرات مكتب ايرانى بر طب ، داروشناسى و كيمياگرى مراكز فرهنگى ق 6 م ، كه در نقطهاى غربىتر قرار داشتند ، و همچنين تأثير بر محافل فرهنگى عربى - اسلامى ق 1 ه / 7 م يكى از موضوعات پژوهشهاى آينده خواهد بود كه بدون پيشداورى بايد با اتكا بر كهنترين آثار موجود و نقلقولهايى كه در قديمترين آثار به زبان عربى وجود دارد انجام گيرد . تاكنون بهطور كلى به روابط عربستان مركزى با مدرسهى ايرانى جندىشاپور و آموزش چند پزشك عرب در دورانى نزديك به اسلام به نقل از مآخذ عربى اشاره شده است ( نك : پس از اين ، ص 273 ) . در نتيجه احتمال وجود رابطهى نزديكتر با نواحى شمالى و شمال غربى عربستان هم بيشتر مىشود .
در قلمرو كيميا ، روسكا باب بحث دربارهى تأثيرگذارى دانشمندان ايرانى بر دانشمندان اسلامى را در روزگار امويان گشوده است . وى در اين زمينه موضعى انكارآميز دارد . در اين رابطه وى به نام سه ماده كه در شعرى از خالد بن يزيد آمده اشاره دارد : « 2 » اشّق ، طلق و به ورق . به گمان روسكا نه تنها اشق بلكه ، همچنين ، طلق و به ورق در اصل نامهاى ايرانى دارند يا « از ايران به گنجينهى دارويى عربها » راه يافتهاند . پس به دشوارى مىتوان در اين شك كرد كه « اين شعرها الحاقيند » . زيرا اين مواد « به هيچ وجه با سطح دانش كيمياى يونانى در ح 700 م هماهنگى ندارند ، نه از لحاظ تسميه ، و نه از حيث اختيار موادى كه براى تهيهى اكسير ضرورى است » « 3 » . قبول اصالت اين ابيات ، كه به گمان ما شكى در آن جايز نيست ، طبعا طبق ديد خاص روسكا به اين نتيجه منجر مىگرديد كه سه اصطلاح مزبور از فارسى به عاريت گرفته شده است ؛ گرچه اين حدس و گمانى است از طرف روسكا . تحقيق در اصطلاحات موجود در كهنترين قطعات و آثار عربى در پزشكى و كيميا به ما نشان خواهد داد كه آن اصطلاحات و نظاير آنها در قديمترين ادوار از آثار اصيل و مجعول سريانى و يونانى گرفته شدهاند .
به عنوان مثال مىخواهم يادآور شوم كه تياذق پزشك در عهد امويان اغلب درمان با بوره ( براكس ) را تجويز مىكند « 4 » .
مايرهوف در برخى از تحقيقات به صورت ضمنى نفوذ ايرانيان را بر پزشكى عربى مورد بحث قرار داده است . اين كار مهم اوست كه اهميت رسالهى أبدال الأدوية اثر ماسرجويه را نشان داده كه آغاز آن چنين است : « اينها داروهايى هستند كه از طرف پزشكان يونانى ، هندى و ايرانى مطرح و آموخته شدهاند » . مايرهوف به دنبال تعيين دوران زندگى اين پزشك ، از تأثير مآخذ مزبور بر عربها در نيمهى
هامش
( 1 ) . نك :RSO، 14 / 1934 م / 20 ، همچنين نك : كلينگه ، « اهميت متكلّمان سريانى به عنوان واسطهى انتقال فلسفهى يونانى به اسلام »" Die Bedeutung der syrischen Theologen als Vermittler ) ( der griechischen Philosophie an den Islam "، در :Zeitschr . f . K irchengeschichte، 58 / 1939 م / 354 - 350 .
( 2 ) . نك : مسعودى ، مروج ، 8 / 176 ؛ ليپمان ، پيدايش ، ص 357 ؛ روسكا ، كيمياگران عرب ، 1 / 28 و بعد .
( 3 ) . روسكا ، همانجا ، ص 29 .
( 4 ) . الحاوى ، 1 / 248 ، 8 / 129 ، 10 / 106 .