آثار :
[ 502 ] المقالة في البول [ 5289 ]
نسخه : اياصوفيه ( 3 ) 3563 ( گ 109 ر - 72 پ ، ق 9 ه ، نك : ريتر - والتسر ، 826 ) ؛ آلوارت 6232 ( گ 59 ر - 44 پ ، 689 ه ) ؛ پاريس ، عبرى 1202 ( به خط عبرى ، گ 79 - 60 ، نك : واژدا ، 288 ) ؛ آكسفورد ، بادليان
Marsh . 537
( فقط يك قطعه از آن ، گ 147 ر - 146 ر ) .
مذكور در الحاوى ، 19 / 105 ، 200 .
45 / آهرون / 2048
آهرون اسكندرانى ، پيرو كليساى پرسبيترى ، به احتمال زياد در ق 6 م مىزيست . كنّاش او قديمترين كتاب پزشكى است كه به عربى ترجمه شده است و ما آن را مىشناسيم . اين كتاب در اصل به يونانى تأليف و بعد گوسيوس آن را به سريانى ترجمه كرده است « 1 » . به گفتهى ابن جلجل ( ص 61 ) اثر مذكور در دورهى مروان اول اموى ( 65 - 64 ه / 685 - 683 م ) به قلم ماسرجويه يهودى بصرى به عربى ترجمه شده ( نك : پس از اين ، ص 276 ) ، ولى از زمان عمر بن عبد العزيز به بعد در اختيار عموم قرار گرفته بوده است . مترجم دو قسمت ديگر به اين كتاب 30 قسمتى افزود . ظاهرا كنّاش را پزشكان عرب اوليه به عنوان يكى از مهمترين مآخذ مورد استفاده قرار مىدادند . ابن عبرى
( Barhebraeus )
نيز تحرير سريانى آن را مىشناخته است . به گفتهى على بن عباس مجوسى ( نك : پس از اين ، ص 452 ) آهرون كتابى تأليف كرده و در آن همهى آنچه را كه براى درمان بيمارىها و دانستن علتها و موجبات و نشانههاى آنها لازم است ، ياد كرده است ، اما همهى اين مطالب را به اختصار و بدون شرح روشن بيان داشته و علاوه بر اين ، ترجمهى كتاب نيز ترجمهى بد و ناپسندى است و در بسيارى از مطالبى كه قصد بيان آنها را داشته است ، موجب گمراهى خواننده مىشود ( كامل الصناعة الطبية ، قاهره ، 1294 ه ، ص 4 ) . ابو سهل بشر بن يعقوب سجزى از ترتيب ناشيانهى كتاب يا بىنظمى آن شكايت دارد ( نك : ديتريش ،
Medicinalia
، 67 - 66 ) . بههرحال ، متنى كه از آن به جا مانده و دو فصل افزودهى ماسرجويه در شمار قديمترين آثار پزشكى به زبان عربى محسوب است . نقلقولهاى موجود در رازى نشان مىدهد كه آهرون آبله را مىشناخته و وصف كرده است ( نك : نويبورگر 2 / 71 - 170 ) . اين نكته نيز جلب نظر مىكند كه وى اغلب با داروهاى شيميايى همچون جوششيرين ، بوره ( براكس ) ، نوشادر و گوگرد بيماران را درمان مىكرده است .
به نظر من « 2 » لكلر ( 1 / 385 - 384 ) سخن على بن عباس مجوسى در پيرامون ترجمهى كنّاش آهرون را به درستى درنيافته است . لكلر بر آنست كه حنين يا يكى از پيروان مكتب وى نيز اين كتاب را
هامش
( 1 ) .Barhebraeus( ابن عبرى ) ،Chronik( به نقل از باج ،Syriac Medicine، 1 ، صCLIV؛ مايرهوف ، در :Islam، 6 / 1915 م / 221 ، 258 ) .
( 2 ) . از افزودههاى مندرج در انتهاى ج 3 .