گزيده :
[ 504 ] الفائق [ 5291 ]
رازى همچنين گزيدهاى را كه فردى ناشناخته از اين كتاب ، با عنوان الفائق فراهم آورده ، مورد استفاده قرار داده است . مذكور در الحاوى ، 6 / 214 ؛ 10 / 206 ؛ 11 / 17 ، 244 - 243 .
[ 505 ] گزيدهى مذكور و يا تلخيص ديگرى با عنوان الأدوية القاتلة بهجا مانده است [ 5292 ]
نسخه : بغداد ، متحف ( 3 ) 1698 ( ص 70 - 66 ، 1349 ه ، نك : ك . عوّاد ، در : سومر ، 15 / 21 ) ؛ نقل قولهاى ديگرى در آثار غافقى و ابن بيطار ، نك : اشتاين اشنايدر ، در :
Virchow's Archiv
، 86 / 1881 م / 110 .
46 / پاولوس آيگينايى / 2049
اين پزشك كه نزد عربها به فولس ( يا : بولس ) الاجانيطى يا القوابلى ( قابله ) معروف است ، در اسكندريه مىزيست و به نظر نمىآيد كه پس از فتح عربها هم آنجا را ترك گفته باشد . معلوم نيست در دورهى اسلامى تا كى زندگى كرده است . جديدترين شخصيتى كه وى از او نام برده اسكندر ترالسى ( ميانهى ق 6 م ) است . پاولوس از جملهى آن پزشكان متأخر پيش از اسلام است كه پزشكى يونانى به كوشش آنان در بعضى از عرصهها تا حدودى پيشتر رفت و از طرف ديگر كنّاشهاى جديد بهترى تلخيص شد . بدين ترتيب ، آثار پاولوس در شمار بهترين منابع پزشكى عربى است . هنوز بايد بررسى كرد تا روشن شود كه در ق 2 ه / 8 م پزشكان سريانى و عرب تا چه اندازه او را مىشناختهاند . با اتكا به تلفيق دو خبرى كه از بيرونى به دست ما رسيده ، مىشود پذيرفت كه او در همان زمان جبريل ( ق 2 ه / 8 م ) توضيحاتى بر كتاب پاولوس نوشته بوده است . بيرونى در يك موضع ( كتاب الصيدنة ، گ 40 پ ) از متن كتاب پاولوس « 1 » و حواشى جبريل و در موضعى ديگر ( همان ، گ 128 ر ) از حاشيه ( براى ) پاولوس « 2 » سخن مىگويد ، به نحوى كه از آن مىتوان چنين نتيجه گرفت كه سخن از حواشى جبريل بر اثر پاولوس در ميان است . ترجمهى كنّاش كه ابن نديم ( ص 293 ) از آن ياد كرده كار حنين بن اسحاق است . حنين به كرّات در كتاب العشر مقالات في العين خود به پاولوس ارجاع مىدهد ؛ نقلقولها را در متن يونانى مىتوان پيدا كرد . رازى به كرّات به پاولوس تكيه مىكند . حتى نزد پزشكان عرب ق 4 ه / 10 م از زهراوى « 3 » ، على بن عباس مجوسى تا ابن سينا « 4 » ، پاولوس به عنوان يكى از مهمترين مراجع
هامش
( 1 ) . « في متن كتاب بولس و اوريباسيوس و حواشى جبريل » .
( 2 ) . « حاشية بولس » .
( 3 ) . نك : س . حمارنه و زونه دكر ،" A Pharmaceutical view of Abu l - Q sim al - Zahr w i in Moorish Spain "، ليدن ، 1963 م ، ص 26 ، 47 ، 49 ، 51 ، 54 ، 57 ، 59 ، 61 ، 64 به بعد ؛ هيرشبرگ ، در :Archiv f . Augenheilkunde، 85 / 1919 م / 162 - 160 .
( 4 ) . نك : اشتاين اشنايدر ، در :Virchows Archiv، 52 / 1871 م / 361 .