افروديسى يا پزشك ديگر كه جالينوس از او نقل قول كرده گرفتهاند ( نك : اشتاين اشنايدر ، ص 484 ) .
آنها مىپنداشتند كه وى پيش از جالينوس مىزيسته است . ابن نديم مىنويسد كه او دو كتاب را از اسكندر در ترجمههاى قديم و يكى را به ترجمهى يحيى بن بطريق ديده است . ظاهرا كتابهاى وى خيلى زود به عربى ترجمه شده بودهاند . در فهرست ابن نديم بهندرت به چنين اظهارنظرى برمىخوريم كه طى آن ، وى به دورهاى پيش از دوران حنين و معاصرانش اشاره كرده باشد . براى روشن شدن اين موضوع بايد نقلقولهاى آثار اسكندر در نوشتههاى پزشكان عرب در ق 2 ه / 8 م مورد بررسى قرار گيرد . تاكنون ثابت شده است كه ترجمهى لاتينى كنّاش از سرابيون ( يا يوحنا بن سرابيون ) داراى خلاصههايى از آثار اسكندر است و نيز
Mesue
( يعنى : يحيى بن ماسويه ) بارها از وى ياد كرده و در مورد آسيبشناسى بيمارىهاى چشم به او ارجاع داده است ( نك : فرند ، در : تاريخ پزشكى ، ليدن ، 1750 م ، ص 218 ) . ردّپاى اين آثار را از همه جا بهتر مىتوان در الحاوى رازى دنبال كرد كه در بعضى مواضع به نقد اسكندر از جالينوس اشاره مىكند « 1 » .
منابع : ابن نديم ، 293 ؛ ابن قفطى ، حكماء ، 55 ؛ ابن ابى اصيبعه ، 1 / 36 ؛ لكلر ، 1 / 256 ؛ پوشمان ، اسكندر ترالسى ، متن اصلى و ترجمه همراه مقالهاى به عنوان مقدمه . . . « 2 » ، 2 - 1 ، وين ، 79 - 1878 م ، بهويژه 1 / 97 - 92 ؛ افزودههايى بر اسكندر ترالسى . قطعاتى از فيلومنوس و فيلاگريوس . . . « 3 » ، برلين ، 1886 م ؛ اشتاين اشنايدر ، ص 485 - 484 ؛ سارتن ، 1 / 453 .
آثار :
[ 494 ] 1 . الكنّاش [ 5281 ]
بايد همان اثر عمدهى اسكندر ، ، باشد كه از 11 كتاب تشكيل شده است و بيمارىهاى سر تا پا را به استثناى جرّاحى و بيمارىهاى زنان مورد بحث قرار داده است ( نك :
پوشمان ، همان ، 1 / 617 - 440 ؛ 2 / 585 - 2 ) ؛ بر پايهى نقلقولهاى موجود در ترجمهى لاتينى الحاوى پوشمان حدس مىزند كه عنوان اصلى آن ظاهرا الجوامع بوده است ( همان ، 1 / 94 ) .
مذكور در الحاوى ، 1 / 133 - 132 ، 207 - 206 ، 208 - 207 ؛ 2 / 176 ؛ 3 / 264 - 263 ؛ 4 / 43 - 42 ، 100 . به احتمال زياد نقلقولهاى زير هم كه عناوين كتابهاى آنها ذكر نشده به الكنّاش مربوطند : الحاوى ، 1 / 28 - 27 ، 56 ، 72 ، 107 - 106 ، 241 - 239 ؛ 2 / 202 ؛ 4 / 11 - 10 ، 166 ، 180 ؛ 5 / 54 ، 79 ، 85 ، 156 ، 182 ، 206 - 204 ، 227 ؛ 6 / 71 ، 72 ؛ 7 / 24 ، 75 - 74 ؛ 8 / 23 ، 123 ،
هامش
( 1 ) . « قال : و قد اخطأ جالينوس اذ عالجها كلّها بما يسخن » ( الحاوى ، 16 / 105 ) . « عجبا لجالينوس كيف سقى ماء الشعير و فلفلا في هذه الحمّى لأن هذا خطأ بيّن » ( الحاوى ، 16 / 184 ) .
( 2 ) .Alexander von Tralles , Original Text und bersetzung nebst einer einleitenden Abhandlung . . . .. ( 3 ) .Nachtr ge zu Alexander Trallianus . Fragmente aus Philumenus und Philagrius . . . ..