و در فهرست نيز از آن ياد كرده است تا بدان باور كنند . همچنين ممكن است جالينوس نيز مقالهاى در آن موضوع نوشته باشد كه مانند بسيارى از كتابهايش از بين رفته ، و آنگاه كسى اين مقاله را به جاى آن جعل كرده باشد . سرجس اين مقاله را به سريانى درآورد » ( ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 66 ) .
اين كتاب گويا بعدها به عربى ترجمه شده باشد ، زيرا رازى آن را ذكر و كتابى قلمداد مىكند كه طبق نظر جالينوس تأليف شده است : المختصر المعمول في النبض على رأى جالينوس ( الحاوى ، 17 / 40 ) . حدس كلامروت ( همان ، 620 ) كه شايد ترجمههاى عربى بيشتر با گزيدهاى كه جالينوس فراهمآورندهى آن بود تطبيق كنند ، صحت ندارد .
تفسير ( يا گزيده ) : از يحيى نحوى ، نك : پس از اين ، ص 215 ، 228 .
[ 217 ] ثمار ، از ابو الفرج بن طيّب ( د : 435 ه / 1043 م ) [ 5005 ]
نسخه : تهران ، مجلس 3974 ( با متن اصلى مذكور در فوق ) .
دربارهى ويرايش اسكندرانى اين اثر ( جوامع الاسكندرانيين ) نك : پس از اين ، ص 215 .
ثابت بن قرّه نيز ويرايشى از آن فراهم آورد : جوامع كتاب النبض . . . ، نك : ابن ابى اصيبعه ، 1 / 219 .
[ 218 ] 17 . كتاب في أصناف الحمّيات [ 5006 ]
، نك : كوهن ، 7 / 405 - 273 ؛ ديلس ، 1 / 81 - 80 ؛ پوشمان / نويبورگر / پاگل ، 1 / 387 ؛ اشتاين اشنايدر ، ش 12 ؛ شوبرينگ ، ص 43 ) . دربارهى انواع تب .
حنين پس از وصف محتواى كتاب « 1 » چنين مىگويد : « سرجس ترجمهى بدى از اين كتاب به دست داده بود . من اولين بار ، درحالىكه هنوز نوجوان بودم ، اين كتاب را براى جبريل بن بختيشوع ترجمه كردم و اين نخستين كتابى بود كه از آثار جالينوس به سريانى درآوردم . سپس وقتى به سن كمال رسيدم آن را بررسى كردم و افتادگىهايى در آن يافتم و هنگامى كه خواستم نسخهاى نيز براى فرزندم تهيه كنم با جديت به ترميم و تصحيح آن پرداختم . همچنين آن را براى ابو الحسن احمد بن موسى به عربى درآوردم » ( ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 17 ) .
يعقوبى هم اين كتاب را مىشناخته است اما با عنوان تصنيف الحمّيات ( نك : كلامروت ، همان ، 620 ) ، و به احتمال زياد در ترجمهاى قديمتر .
نسخه : اسكوريال ( 1 ) 797 ( گ 32 - 1 ، 613 ه ) ، ( 3 ) 849 ( گ 163 - 125 ، 693 ه ) ، ( 4 ) 860 ( قسمتى از آن ، گ 42 - 26 ) ؛ كتابخانهى بريتانيا
Or . 6670 ( 3 )
( 580 ه ، نك : فهرست توصيفى ، ص 42 ) ؛
هامش
( 1 ) . « وى اين كتاب را در دو مقاله تدوين كرده است و هدف وى آن است كه اجناس و انواع تبها و نشانههاى آنها را بيان كند . در مقالهى نخستين دو جنس از تبها را بيان كرده كه يكى مربوط به روح است و ديگرى مربوط به اندامهاى اصلى كه اندامهاى سخت ناميده مىشوند . در مقالهى دوم ، سومين جنس تب را شرح داده است كه در نتيجهى عفونت اخلاط پديد مىآيد » ( ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 17 ) .