تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
يعنى مقاله‌ى نخستين از هريك از سه بخش اوليه را ، و 4 مقاله‌ى بخش آخر را به سريانى ترجمه كرده بود ، و مانند اسكندرانىها ، يعنى آموزگارانش ، بر آن بود كه بر پايه‌ى سخن جالينوس از بخش اول تنها مقاله‌ى نخستين خوانده شود و به همان اكتفا گردد ، زيرا آن مقاله ، شامل همه‌ى آگاهىهايى است كه هدف وى را از نوشتن آن بخش برآورده مىسازند . در ديگر بخش‌ها نيز همين‌گونه است و اين اشتباه بزرگى است . اما اسكندرانىها ، همان گونه كه در سه بخش نخستين به يك مقاله اكتفا كردند ، در بخش چهارم نيز به مقاله‌ى نخستين بسنده نمودند و ازاين‌رو ، نسخه‌هاى بسيارى به زبان يونانى مىيابيم كه تنها اين 4 مقاله را در بر دارند كه از هريك از آن بخش‌هايى انتخاب و به دنبال هم استنساخ شده‌اند . هم‌چنين در ميان كسانى كه قصد شرح كتاب النبض را داشته‌اند ، مفسّرانى را مىيابيم كه تنها اين 4 مقاله را شرح كرده و خويشتن را رسوا ساخته‌اند درحالىكه رأس عينى [ يعنى سرجس ] از آنان به صواب نزديك‌تر بود ، زيرا از همان آغاز دريافت و احساس كرد كه ممكن است خواندن ديگر مقالات بخش چهارم نيز ضرورت يابد و ازاين‌رو ، همه‌ى آن‌ها را ترجمه كرد . سپس ايوب رهاوى 7 مقاله‌ى ديگر را براى جبريل بن بختيشوع ترجمه كرد و من نيز چند سال پيش از اين ، همه‌ى كتاب را براى يوحنا بن ماسويه به سريانى درآوردم و در وضوح بيان و حسن عبارت بسيار كوشيدم . هم‌چنين نخستين مقاله‌ى اين كتاب را براى محمّد بن موسى به عربى ترجمه كردم . حبيش نيز ترجمه‌ى عربى بقيه‌ى كتاب را از نسخه‌ى سريانى كه من ترجمه كرده بودم برعهده گرفت . حبيش مردى است كه ذاتا خوش‌فهم است و ميل دارد از شيوه‌ى من در ترجمه پيروى كند ، اما به نظر من پشتكار او به اندازه‌ى استعدادش نيست . مطالب اين كتاب در شمار آگاهىهاى مقدماتى است » ( ترجمه‌هاى آثار جالينوس ، ش 16 ) . دست‌نويس‌هاى موجود ، همان ترجمه‌هاى حبيش هستند . يعقوبى به احتمال زياد از ترجمه‌اى قديم‌تر استفاده كرده بود . هم عنوان اصلى ( يعنى نبض العروق ) و هم عناوين 4 قسمت ( معرفة كل واحد )
هامش
- بخش ضرورى است . درحالىكه خواندن سه مقاله‌ى ديگر آن الزامى نيست . پس وقتى خواننده ، مقاله‌ى نخستين اين بخش را خواند ، مىتواند از اين بخش به همان اكتفا كند و پس از آن به سراغ بخش دوم كتاب برود . اين سخن خود جالينوس است و به همين علت كه بيان كردم ، وى خواسته است همه‌ى آنچه را كه از دانش اجناس نبض و انواع آن مورد نياز است در مقاله‌ى اول گرد آورد . جالينوس بخش دوم كتاب را " در شناخت نبض " نام نهاده است و هدف وى آن است كه چگونگى شناخت هريك از اقسام نبض را به وسيله‌ى لمس كردن رگ‌ها بيان كند ، يعنى مثلا چگونه نبض بزرگ و كوچك و تند و كند را مىتوان تشخيص داد . به همين ترتيب ، چگونگى تشخيص ساير انواع نبض را بيان مىكند . وى بخش سوم را " في اسباب النبض " نام نهاده است و قصد وى آن است كه بيان كند كه هريك از اقسام نبض چه سببى دارد يعنى مثلا نبض بزرگ و كوچك و تند و ديگر اقسام نبض هركدام ناشى از چه علت‌هايى است . عنوان بخش چهارم " في تقدمة المعرفة من النبض " است و هدف وى در اين بخش آن است كه نشان دهد كه از هريك از اقسام نبض يعنى بزرگ و كوچك و تند و كند و ديگر اقسام آن ، چگونه مىتوان آگاهى پيشينه به دست آورد » ( ترجمه‌هاى آثار جالينوس ، ش 16 ) .
تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 137 | فؤاد سزگين / مؤسسه نشر فهرستگان