[ 227 ] ثمار از ابو الفرج بن طيّب ( د : 435 ه / 1043 م ) [ 5015 ] نسخه : تهران ، مجلس 3999 ( با متن اصلى مذكور در فوق ) ، دربارهى ويرايش اسكندرانى آن ( جوامع الاسكندرانيين ) نك : پس از اين ، ص 216 .
ثابت بن قرّه اثرى به نام اختصار كتاب ايام البحران تأليف كرد ، نك : ابن ابى اصيبعه ، 1 / 220 .
[ 228 ] 20 . كتاب في حيلة البرء [ 5016 ]
14 ؛ نك : كوهن ، 10 / 1021 - 1 ؛ ديلس ، 1 / 93 - 91 ؛ پوشمان / نويبورگر / پاگل ، 1 / 381 ، ش 8 ؛ اشتاين اشنايدر ، ش 16 ؛ شوبرينگ ، ص 45 ) .
حنين به دنبال توصيف كتاب « 1 » دربارهى ترجمهى آن چنين مىگويد : « سرجس اين كتاب را به سريانى ترجمه كرده بود . ترجمهى او از 6 مقالهى نخستين مربوط به زمانى است كه وى هنوز در اين كار مهارت نيافته بود ، اما 8 مقالهى بعدى را زمانى ترجمه كرد كه ماهر شده بود ، ازاينرو ترجمهى اين 8 مقاله بهتر از ترجمهى 6 مقالهى نخستين است . هنگامى كه سلمويه از من خواست اين بخش دوم را براى او ويرايش كنم ، تصور مىكرد كه اين كار از ترجمهى ( دوباره ) آسانتر خواهد بود . بخشى از مقالهى هفتم را ، درحالىكه او ترجمهى سريانى و من اصل يونانى را در دست داشتيم ، باهم مقابله كرديم و هرگاه به مطلبى متفاوت با اصل يونانى برمىخوردم وى را آگاه مىساختم و او آن را تصحيح
هامش
( 1 ) . « وى اين كتاب را در 14 مقاله تدوين كرده و هدف وى آن است كه چگونگى درمان هريك از بيمارىها را با استفاده از شيوهى قياسى بيان كند . در اين كتاب به نشانههاى عمومى كه بايد بدانها توجه كرد و از آنها نتيجه گرفت كه هريك از بيمارىها چگونه بايد درمان گردد ، بسنده مىكند و مثالهاى سادهاى از موارد خاص مىآورد . حنين 6 مقاله را براى مردى به نام ايارن ( هيرون ) تأليف كرده است و طى مقالههاى اول و دوم مبانى اصول اوليهى اين دانش را بيان كرده و شالودههاى نادرستى را كه ارسطراطس و پيروانش نهادهاند ، رد كرده است .
در 4 مقالهى بعدى ، درمان گسيختگى ارتباط هريك از اندامها را بيان مىكند . سپس ايارن ( هيرون ) درگذشت و جالينوس نيز دنبالهى كار را رها كرد تا آنكه اوجانيانوس از او خواست كتاب را تكميل كند .
جالينوس نيز 8 مقالهى باقيمانده را براى او نوشت . در 6 مقالهى نخستين درمان اندامهاى متشابه الاجزاء و در دو مقالهى ديگر درمان اندامهاى مركب را بيان نمود . در نخستين مقاله از 6 مقالهى اول درمان همهى انواع بدى اخلاط را ، در حالتى كه مربوط به يك اندام باشند ، با ذكر مثالى از آنچه در معده روى مىدهد ، بيان كرد .
در مقالهى بعدى يعنى هشتمين مقالهى كتاب ، درمان انواع تبهايى را كه مربوط به روحند ، يعنى تب يوم ( تب يك روزه ) ، و در مقالهى بعدى يعنى مقالهى نهم درمان تب مطبقه و در مقالهى دهم درمان تبهايى را كه مربوط به اندامهاى اصيلند ، يعنى تب دق را وصف كرده و همهى آنچه را كه در درمان گرمابهاى بايد دانست ، بيان كرده است . در مقالههاى يازدهم و دوازدهم درمان تبهايى را كه در اثر عفونت اخلاط روى مىدهد شرح كرده است . در مقالهى يازدهم تبهايى را كه عوارض خارجى ندارند و در مقالهى دوازدهم تبهايى را كه با عوارض خارجى همراهند آورده است » ( ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 20 ) .