مقدمه در فضيلت دانش تاريخ و تحقيق روشهاى آن و اشاره به اغلاط و اوهامى كه مورخان را دست ميدهد و ياد كردن برخى از علتهاى آن
بايد دانست كه فن تاريخ را روشى است كه هر كس بدان دست نيابد ، و آن را سودهاى فراوان و هدفى شريف است ، چه اين فن ما را بسرگذشتها و خويهاى ملتها و سيرتهاى پيامبران و دولتها و سياستهاى پادشاهان گذشته آگاه مىكند ، و براى آنكه جويندهء آن را در پيروى از اين تجارب و در احوال دين و دنيا فايدهء تمام نصيب گردد ، وى بمنابع متعدد و دانشهاى گوناگونى نيازمند است و هم بايد ويرا حسن نظر و پافشارى و تثبت خاصى باشد ( در صحت سند و چگونگى روات ) كه هر دو وقتى دست بهم داد او را بحقيقت رهبرى كند و از لغزشها و خطاها برهاند چه اگر تنها بنقل كردن اخبار اعتماد كند ، بىآنكه بقضاوت اصول عادات و رسوم ، و قواعد سياستها ، و طبيعت تمدن ، و كيفيات اجتماعات بشرى بپردازد و حوادث نهان را با وقايع پيدا ، و اكنون را با رفته ، بسنجد ، چه بسا كه از لغزيدن در پرتگاه خطاها و انحراف از شاهراه راستى در امان نباشد .
بارها اتفاق افتاده كه تاريخ نويسان و مفسران و پيشوايان روايات ، وقايع و حكايات را به صرف اعتماد براوى يا ناقل خواه درست يا نادرست بىكم و كاست نقل كرده و مرتكب خبطها و لغزشها شدهاند ، چه آنان وقايع و حكايات را بر اصول آنها عرضه نكرده ، آنها را با نظاير هر يك نسنجيده ، و بمعيار حكمت و آگاهى بر طبايع كاينات و مقياس تحكيم نظر و بصيرت نيازموده و بغور آنها نرسيدهاند پس از حقيقت گذشته و در وادى و هم و خطا گمراه شدهاند . اين گونه اغلاط بويژه در بسيارى از حكايات هنگام تعيين اندازهء ثروت يا شمارهء سپاهيان روى داده است . زيرا كه اين بحث ( يعنى قضيه آمار ) در مظان دروغ و دستاويز ياوه گويى است و ناچار بايد آنها را باصول باز گردانيد و در معرض قواعد