تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
پس از باء [ 1 ] از سالها كشتن او است . و ميم زبان‌آور و فصيح جانشين او مىشود ، اين شخص لنگ كلبى است به دو توجه كن در روزگار وى آشوبهاى شگفت‌آورى روى ميدهد ، از سوى شرق سپاهيان ترك ميآيند ، رئيس ايشان جنگ آوريست از قاف ، قافى كه به فتنه‌ها و آشوبها كشيده [ 2 ] شود ، پيش از آن دوران سراسر كشور شام دچار سيه روزيها مىشود پس با حالتى غم‌انگيز بر خاندان و وطن زارى كن . هر گاه ! هر گاه زمين لرزه روى دهد واى بر مصر ! كه يك سال از سكنه خالى خواهد بود ، طاء و ظاء و عين ، همهء آنان زندانى و هلاك ميشوند و ثروت فراوانى بىفايده خرج خواهند كرد ، قاف قافى بسوى احمد روانه مىكند به او در آن دژ استوار خوارى ميرسد » . و هم از اوست : « و برادرشان را كه در ميان آنان شايسته است بر ميگمارند ، لام الف شين او را درود ميگويد » . و هم از اوست : « پس از حاء دوران فرمانروايى آنان پايان مىيابد و هيچيك از فرزندان آنان در هيچ روزگارى بپادشاهى نميرسد ] [ 3 ] . و داراى ابيات بسيارى است كه به ظن قوى ساختگى است . و نظير اين گونه اشعار ساختگى در روزگار قديم فراوان بوده است كه كسانى آنها را به نام ديگرى ميسروده‌اند . مورخان تاريخ بغداد آورده‌اند كه در روزگار مقتدر وراق « صحافى »
هامش
[ 1 - ) ] ( ن . ب ) ياء . [ 2 - ) ] ( ن . ل ) جد [ 3 - ) ] قسمت داخل كروشه در بعضى از چاپهاى مصر و بيروت نيست .