تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
و نيز در مشرق بر ملحمهء ديگرى در بارهء اخبار آيندهء دولت ترك آگاهى يافتم كه منسوب به يكى از صوفيان موسوم به باجريقى است و سراسر آن داراى لغزهايى است از حروف مقطع و آغاز آن چنين است : « اى همدم من ! اگر بخواهى اسرار جفر بر تو كشف شود كه دانش بهترين وصى پدر حسن است [ 1 ] ، بفهم و حرف و حساب جمل و وصف آن را حفظ كن مانند يك آموزندهء چابك هوشمند ، اما آنچه را مربوط بروزگار گذشته است ياد نميكنم بلكه در بارهء زمان آينده سخن ميگويم ، بيبرس بسبب حاء پس از خمسهء [ 2 ] آن و حاء ميم زور آور بىباكى كه در مخفى گاه خود خوابيده است شاداب مىشود » . و هم از آن چكامه است : « شين را در زير ناف نشانه‌ايست ، قضا و حكم به دو تعلق خواهد يافت ، آنچنان حكمى كه با بخشيدگى نيكوكارى توام باشد ، پس مصر و شام و هم سرزمين عراق از آن او خواهد بود و از آذربايجان تا كشور يمن فرمانروايى خواهد كرد » . و هم از آن چكامه است : « و هنگامى كه طاهر از خاندان نوار [ 3 ] كامياب شود آنكه دلاور گستاخ و حمله‌آور تنومندى است ، سعيد را كه كم سن است سين معزول مىكند كه از « لا » « لو » و « قاف » و « نون » ميآيد و به او وابستگى دارد ، مردى بزرگوار و دلاور و خردمند و با تدبير است و بعد از آن مرد تنومند به مدت حاء و « اين » باقى مىماند ،
هامش
[ 1 - ) ] منظور حضرت على ، ع ، است . [ 2 - ) ] ظاهراً اشاره به خمسهء متحيرة يا خمسهء مسترقة است . رجوع به غياث شود ، ولى دسلان آن را مرادف خمس ( كه بمعنى نوبت آب شتران است ) دانسته است . [ 3 - ) ] بوران : ( ن . ب . ) .