تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
و هم در آن از كشته شدن خود در فاس خبر داده است و چنان كه ميگويند پيشگويى او درين باره درست بوده است . قصيدهء او بدينسان آغاز مىشود : « در رنگ اين « آسمان » كبود بزرگى و برگزيدگى او هويداست ، اى مردم اين اشاره را دريابيد ! ستارهء كيوان اين نشانه را خبر داده است ، و شكل [ 1 ] را عوض كرده است كه نشانهء سلامت است ، عرقچين لاجوردى بجاى دستار و طاشرى [ 2 ] كبود بجاى سرپوش ( ارزانى داشته است ) . و در پايان قصيده ميگويد : « اين تجنيس توسط يك انسان يهودى انجام يافت ، كه در كنار رود فاس در روز عيدى بدار آويخته مىشود تا مردم از باديه‌ها نزد او مىآيند » . و كشتن وى اى مردم بر فراد [ 3 ] ( يا بر دست فراد ) خواهد بود » . و قصيدهء مزبور قريب پانصد بيت و در بارهء قراناتى است كه آيندهء دولت موحدان را نشان ميدهد . ديگر از ملاحم ( چكامه‌هاى پيشگويى ) مغرب قصيده‌ايست ببحر متقارب و روى باء در پيشگويى وقايع دولت خاندان ابو حفص از موحدان تونس منسوب به ابن ابار . و قاضى قسنطينه خطيب بزرگ ابو على بن باديس كه در گفتهء خود بينا بود و در علم نجوم دست داشت ، به من گفت اين ابن ابار بجز حافظ اندلسى و كاتب معروفست كه مستنصر او را كشت بلكه وى مرد خياطى از مردم تونس است كه شهرت او با شهرت حافظ برابر مىباشد و پدرم ، رحمه الله تعالى ، براى من اشعارى از ملحمهء ( چكامه پيشگويى ) او ميخواند كه بعضى از
هامش
[ 1 - ) ] در دسلان : و سرخى را . . . [ 2 - ) ] دسلان احتمال داده كه « طاشرى » نوعى شب كلاه است . [ 3 - ) ] فراد ج ، فرد بمعانى نصف زوج و متحد آمده و فراد بمعنى فروشنده و سازنده جواهر است .